نگاهی به سنجش عملکردی بر اساس هدفهای یادگیری

اهداف یادگیری آزمون عملکرد: بر اساس طبقه بندی هدف های یادگیری

در محیط آموزشگاهی،یادگیری تغییراتی است که معلم انتظار دارد پس از آموزش در رفتار یادگیرنده به صورت نسبتا پایدار ایجاد شود.در کلاس درس معلم لازم است قبل از هرگونه اقدامی ابتدا تغییرات مورد انتظار در رفتار یادگیرنده را تعریف رسپس براساس آن ها به انتخاب و اجرای روش های آموزشی و سنجشی مناسب اقدام کند. در کتاب های درسی مانند علوم،ریاضی،فارشی و…مفاهیم یکپارجه ای وجود دارد که دانش آموز باید آن ها را یادبگیرد.این مفاهیم اگر قرار است به صورت هدف یادگیری نوشته شود باید به صورت تغییرات قابل مشاهده یا اندازه گیری تعریف شود تا به راحتی از طریق ابزارهای اندازه گیری در رفتار قابل بررسی باشد.

برای مثال وقتی معلم هدف یادگیری یکی از مفاهیم درس ریاضی را این گونه بیان می کند که«انتظاردارم ما دانش آموزان مفهوم بخش پذیری وچگونگی انجام ان براعدادرا درک کنند».در واقع او انتظار دارد در طول و پایان آموزش چنین تغییری در رفتار دانش آموز ایجاد شود. یعنی درک وشناخت او از قانون های بخش پذیری براعداد افزایش یابد. او در طول آموزش برای اطلاع از جریان شکل گیری این هدف یادگیری،از ابزارهای اندازه گیری چون آزمون مداد – کاغذی و عملکرد استفاده می کند تا از رسیدن به انتظار یا هدف یادگیری خود آگاه شود.

طبقه های6گانه هدف های یادگیری شناختی بلوم

شامل: دانش، فهمیدن، کاربستن، تحلیل، ترکیب و ارزشیابی است. درسال های بعد اندرسون وکراتون ،براساس رویکرد شناختی هدف های یادگیری را در دوبعد دانش و فرایندهای شناختی طبقه بندی کردند.بعد دانش شامل چهارطبقه ی:

  • دانش آموز واقعی
  • دانش مفهومی
  • دانش روندی
  • دانش فراشناختی

بعد فرایند شناختی شامل شش طبقه ی زیراست:

  • به یادآوردن
  • فهمیدن
  • به کاربستن
  • تحلیل کردن
  • ارزشیابی کردن
  • آفریدن .

در نهایت متخصصان پیرو نظریه ی یادگیری سازنده گرایی چون استیگنز، با سازمان دهی ممفهومی ابعاد دانش و فرایند شناختی اندرسون، میتوان هدف های یادگیری را در چهار طبقه ی تقسیم بندی کرد:

  • دانش
  • استدلال
  • مهارت
  • تولیدات .

انواع طبقات هدف های یادگیری

دانش

اطلاعات بنیادی که حفظ معنادار آن ها برای درک و فهم دیگرمهارت ها و تولیدات بسیار مهم استتوصیف کردن،بازشناسی کردن گفتن ساده،نام بردن،تعریف کردن،انتخاب کردن،جورکردن،به یادآوردن،بازشناسی کردن

استدلال مفاهیم

استفاده از دانش بنیادی و پایه برای تصمیم گیری و روبرو شدن با مسایل

تفسیر کردن، مثال آوردن، طبقه بندی کردن،خلاصه کردن،،مقایسه کردن،تبین کردن(یک رابطه علت و معلولی برقرارکردن)،ترکیب کردن،تشخیص شباهت ها وتفاوت ها،به صورت فرمول درآوردن،ارزشیابی کردن،نقدکردن،بحث نتایج بادلیل

مهارت ها

حوزه ی مهارت ها به اجرای سلسله مراتب یک عمل یا به کاربستن دانش و استدلال در یک فعالیت معین اشاره دارد. هدف یادگیری مهارت با افعالی چون اجرا کند، به کاربندد، استفاده کند همراه است.

تولیدات

حوزه ی تولید به آفریدن یک محصول ، آفریدن دانش جدید به همراه تحلیل دانش و واقعیت ها یا خلق یک راه حل و مهارت والگو اشاره دارد. با حوزه ی هدف یادگیری تولید افعالی چون،یک جدول یا نمودار خلق کند،اطلاعات جدیدی درست کند،داستان جدیدی بنویسد و گزارش تحلیلی تولید کند.

نوشتن هدف یادگیری عملکرد(تعریف عملکرد)

معلم لازم است برای نوشتن هدف یادگیری برای عملکرد از اصول معینی پیروی کند.لازم بذکر است شیوه ی نوشتن یک هدف یادگیری برای حوزه ی مهارتی متفاوت از شیوه ی نوشتن یک هدف یادگیری برای عملکرد است. به عبارت دیگر هدف یادگیری مربوط به «مهارت»مانندانتظار دارم«دانش آموز تغییرات شیمیایی را با آزمایش نشان دهد»،اگرچه به نشان دادن یک مهارت اشاره دارد اما نمی توان آن را به دلیل اینکه مهارت است،عملکرد دانست. زیرا همانطور که قبلاً تعریف شد عملکرد توانایی استفاده از دانش و مهارت در موقعیت های جدید(مساله)برای تولید راه حل،محصول یا یک مهارت ویژه است. مهارت اجرای یک عمل در یک حوزه ی خاصی را می توان با استفاده از فرم های مشاهده ی رفتاری از نوع وارسی رفتارچک لیست یادرجه بندی رفتاررنج لیست، اندازه گیری کرد. برای نوشتن هدف یادگیری عملکرد لازم است محتوا و افعال رفتاری چهارحیطه ی دانش،استدلال،مهارت وتولید را با یکدیگر ترکیب کرده و انتظارات آموزشی خود را با استفاده از آنها در یک یا دوجمله بنویسید. به عبارت دیگر جمله ای که انتظار آموزشی و بژیا هدف های یادگیری عملکرد را در برمی گیرد باید حاوی افعال ترکیبی مربوطه به دانش،استدلال،مهارت و تولید باشد.

نوشتن ملاک و شواهد آزمون عملکرد

ملاک ها وضعیت مطلوب بودن هدف های یادگیری یا تغییرات مورد انتظار را نشان می دهند. وقتی معلم پس از نوشتن هدف یادگیری از خود می پرسد شواهد رسیدن به هدف یادگیری چیست: یعنی من از کجا بفهمم که دانش آموز به تغییرات مورد انتظار رسیده است یا نه؟ در واقع ملاک های مطلوب بودن یادگیری و یا شواهد رسیدن به یادگیری اشاره می کند.ملاک ها در فرایند سنجش نقش مهمی ایفا می کند. آ ن ها باعث می شوند،قضاوت های مربوط به کیفیت عملکرد یادگیرنده در نگام مشاهده ی تکالیف عینی تر شود. در واقع ملاک یا شواهدهای یادگیری یه نقش اساسی در سنجش ایفا می کنند.

ملاک ها

  • هدف های عملکرد را به صورت عملیاتی تعریف کرده و به معلم کمک می کند تا به تهیه ی تکالیف هدفمند،باارزش و مرتبط با هدف های یادگیری اقدام کند.
  • بعدها در نقش فرم های توصیف عملکرد ظاهرشده باعث عینی ترشدن قضاوت های معلم به هنگام ارزش گذاری برای عملکردیادگیرنده می گردند
  • بازخوردهای کیفی – توصیفی نمادی یا نوشتاری برای اصلاح و هدایت یادگیری فراهم می آورند. بنابراین معلم لازم است پس از نوشتن هدف یادگیری عملکرد؛یا تغییرات مورد انتظارخودنسبت به نوشتن ملاک های رسیدن به آن ها نیز اقدام کند. او در هنگام نوشتن ملاک ها،لازم است دقیقاً روشن کند که یک عملکرد مطلوب از نظراو چه نشانه هایی باید داشته باشد تا او با قاطعیت رسیدن دانش آموز به هدف های یادگیری مورد انتظار را تائید کنددر جدول ب به چند نمونه از هدف های یادگیری عملکرد و ملاک های آنها اشاره می شود.

جدول هدفهای یادگیری عملکرد و ملاک های آن

انتظار دارم پس از آموزش:

1.هدف یادگیری عملکرد:مفهوم جمع اعشار را درک و از آن برای رحل مساله استفاده کند.

ملاک یا شواهد هدف یادگیری:

– براس سوال هرمساله از جمع مناسب استفاده کند.

– دلایل استفاده از انواع جمع اعشار و نوشتن زیر هم ان از به روشنی توضیح دهد.

2.هدف یادگیری عملکرد: انتظار دارم پس از آموزش:

– مفهوم مدل مولکولی مواد جامد،مایع و کاغذ را با استفاده از مهرهای رنگی بسازد.

ملاک یا شواهد هدف های یادگیری:

– نوع نمایش مولکولی را به نوع ماده ربط دهد.

– مواد را براساس مدل مولکولی طبقه بندی کند.

3.هدف یادگیری عملکردی: انتظار دارم دانش اموز«مفهوم تغییر شیمیایی را درک کرده واز حرارت برای تغییر مواد استفاده کند».

ملاک ها یا نشانه های یادگیری:

– تاثیر حرارت را به تغییر مواد ربط دهد.

– تغییرات مواد را براساس تاثیرواری با یکدیگرمقایسه کند.

طراحی اموزشی بر اساس الگوی اشور . کارشناسی علوم تربیتی

طراحی اموزشی بر اساس الگوی اشور assure

تاکنون الگوهای متفاوت طراحی آموزشی توسط متخصصان تعلیم و تربیت تدوین و در اختیار دست اندر کاران آموزش قرار گرفته است. معلمانی که همواره برای پر بار کردن تدریس خود، از الگوهای طراحی آموزشی مدد گرفته اند، به خوبی ارزشمندی آن ها را احساس کرده اند. «الگوی اشور» یا الگوی اطمینان بخش نیز یکی دیگر از الگوهای طراحی آموزشی است که در کشور ما کمتر شناخته شده است. معلمان با استفاده از این الگو می توانند با اطمینان کافی نسبت به مخاطبان، موضوع و محیط آموزشی شناخت پیدا کنند و آموزشی اثر بخش را تدارک ببینند. در این مقاله، ضمن معرفی الگوی اشور، مراحل آن را بررسی می کنیم.

آموزش مؤثر مستلزم طراحی دقیق است. طراحی آموزشی اثربخش نیز در گرو تدبر و اندیشه در فعالیت های آموزشی است. اگر بگوییم بدون بهره گیری از رسانه های آموزشی می توان تدریس کرد، سخنی نابجا نگفته ایم، اما این سخن به کار کسی می ماند که با وجود در اختیار داشتن خودرو، پای پیاده از مکانی به مکان دیگر می رود. این فرد در نهایت به مقصد می رسد، اما در مقایسه با انرژی و زمانی که صرف می کند، کار او اثربخش نیست. به همین منوال، به کارگیری رسانه های آموزشی در تدریس، امروزه اجتناب ناپذیر است. از این رو معلمان باید با نحوه ی استفاده ی مؤثر از رسانه ها و مواد آموزشی در کلاس درس و هم چنین طراحی فعالیت های مناسب یادگیری، آشنا باشند. الگوهای طراحی و توسعه ی آموزشی به خدمت معلمان و مربیان آمده اند تا آنان را در پیمودن مسیر آموزش و تدریس یاری کنند. الگوی اشور، با عنوان الگوی مطمئن، یکی از این الگوهاست که به معلمان کمک می کند از رسانه های آموزشی در کلاس درس، به گونه ای مؤثر استفاده کنند. در واقع الگوی اشور نوعی راهنمای عملی برای طراحی و اجرای آموزش است. بعد اصلی این الگو ضرورت بهره گیری از رسانه های آموزشی در فرایند آموزش و تدریس است. این الگو را نه تنها می توان برای تدریس موضوعات درسی در آموزش عمومی به کار برد، بلکه برای محیط های تجاری و صنعتی و تربیت نیروهای انسانی نیزقابل استفاده است.

معرفی

الگوی اشور توسط هینیچ، مولندا، راسل و اسنمالدینو ارائه شده است. اشور سرواژه ی اصطلاحاتی است که مراحل یا مؤلفه های این الگو را تشکیل می دهند. معادل این واژه «اطمینان دادن» است. دلیل این نام گذاری آن است که طراحان الگوی اشور معتقدند، با استفاده از الگوی مذکور می توان از اثربخشی آموزش اطمینان حاصل کرد. این الگو به افراد کمک می کند تا گام های لازم برای آموزش را شناسایی و برای هر یک از این گام ها تدابیر لازم را اتخاذ کنند. اشور به آموزش موضوع خاصی محدود نمی شود و به نحوی تدوین و اصلاح شده است که معلمان بتوانند در تدریس از آن استفاده کنند. بر اساس الگوی اشور، معلمان به منظور طراحی و ایجاد محیط یادگیری مناسب برای دانش آموزان، گام های زیر را بر می دارند:

1. ویژگی های یادگیرندگان را تحلیل می کنند.

2. هدف های آموزشی را بیان می کنند.

3. روش ها، رسانه ها و مواد آموزشی را انتخاب می کنند.

4. مواد و رسانه های آموزشی را به کار می برند.

5. از یادگیرندگان می خواهند در کار آموزشی مشارکت کنند.

6. مراحل آموزش را ارزش یابی و آن را بازنگری می کنند.

مراحل

این الگو شش مرحله یا گام دارد. از آن جا که الگوی اشور یک الگوی نظام مند است، هر یک از مؤلفه های آن روی مؤلفه ی دیگر تأثیر می گذارد. معلمان می توانند از این الگو برای طراحی و ایجاد محیط های یادگیری برای آموزش موضوعات درسی استفاده کنند. برای تهیه ی چنان طرح درسی، می توان گام های زیر را طی کرد:

گام اول: تحلیل ویژگی های یادگیرندگان

نخستین گام در طراحی آموزشی بر اساس الگوی اشور، شناسایی ویژگی های یادگیرندگان است. در گام نخست، باید یادگیرندگان شناخته شوند و این کار از طریق تحلیل توانایی آنان میسر می شود. دلیل وجود این مرحله آن است که آموزش مؤثر، مستلزم ایجاد هماهنگی بین ویژگی های مخاطب و محتوای آموزشی است. هر چند شناسایی تمامی ویژگی های روان شناختی و آموزشی یادگیرندگان بسیار دشوار است. با این حال می توان عمده ترین ویژگی های عمومی مخاطبان و شایستگی های خاص ورودی آن ها را شناسایی کرد. خصوصیات کلی یا عمومی، مواردی از قبیل جنسیت، سن، پایه ی تحصیلی، ویژگی های فرهنگی، وضعیت اقتصادی اجتماعی و نظایر آن را شامل می شود. این ویژگی ها به محتوای آموزشی مربوط نمی شوند. آگاهی از خصوصیات کلی یادگیرنده به طراح کمک می کند، درباره ی سطح آموزش و محتوای آموزشی به تصمیم گیری بپردازد. ویژگی های ورودی خاص نیز به مواردی چون دانش و مهارت های پیش نیاز برای یادگیری مطلب جدید، نگرش مخاطبان درباره ی موضوع آموزشی، و میزان آشنایی آنان با درس جدید وابسته است. گاهی ممکن است مخاطبان برخی از شایستگی های مورد نظر آموزشی را که قرار است کسب کنند، از قبل داشته باشند. در این صورت، باید آموزش از گام مناسب آغاز شود. سبک های یادگیری نیز از دیگر ویژگی هایی هستند که در این مرحله بررسی و تحلیل می شوند. معلمانی که با دانش آموزان آشنا هستند و از ویژگی های عمومی آنان آگاهی دارند، لازم نیست کوشش چندانی صرف تحلیل یادگیرنده گان کنند. در صورتی که معلم از مخاطبان خود شناختی ندارد، می تواند با ترتیب دادن جلسه ی معارفه و هم چنین از سوابق موجود در پرونده ی دانش آموزان، اطلاعات مناسبی را به دست آورد. برای آگاهی از ویژگی های خاص دانش آموزان نیز می توان از آزمون رفتار ورودی، پیش آزمون و سیاهه ی سبک های یادگیری استفاده کرد.

گام دوم: بیان هدف های آموزشی

گام دوم در طراحی آموزشی، بیان هدف ها در قالب عباراتی خاص و مشخص است. هدف های عینی را می توان از سر فصل دوره ی آموزشی و یا راهنمای برنامه ی درسی استخراج کرد. هدف ها باید در قالب آن چه یادگیرنده قادر به انجام آن است (رفتار مخاطب)، و به عنوان بازده آموزش بیان شود. شرایطی که دانش آموز به انجام یک عمل می پردازد یا شایستگی خود را نشان می دهد نیز باید ذکر شود. بر اساس الگوی اشور، هدف آموزشی خوب، مؤلفه یا ویژگی های اساسی زیر را داراست:

الف) مخاطب: هدف آموزشی بر یادگیرنده تأکید دارد. به عبارت دیگر، هدف آموزشی ناظر بر فعالیت یادگیرنده است، نه آن چه که معلم باید انجام دهد (برای مثال: از دانش آموز انتظار می رود بتواند...)

ب) رفتار: برای نوشتن هدف آموزشی، باید از فعل هایی استفاده شود که نشان دهنده ی توانایی فرد و به راحتی قابل درک است (برای مثال: توضیح دادن، رسم کردن و طبقه بندی کردن)

ج) شرایط: در هدف آموزشی، شرایطی که عملکرد یادگیرنده را شکل می دهد، بیان می شود (برای مثال: در یک مقاله ی 300 کلمه ای ...)

د) معیار: در هدف آموزشی، ملاک قضاوت درباره ی عملکرد یادگیرنده ذکر شود (برای مثال: ذکر چهار فایده ی مسواک زدن از میان پنج مورد ذکر شده در کتاب).

گام سوم: انتخاب روش ها، رسانه ها و مواد آموزشی

در این قسمت، پس از آن که عمل تحلیل مخاطبان و بیان هدف های آموزشی انجام شد، به نظر می رسد گام شروع آموزش (دانش، مهارت و نگرش فعلی مخاطب) و هم چنین گام پایانی آموزش (هدف های آموزشی) مشخص شده است. در این مرحله، بین این دو نقطه پیوندی برقرار می شود. برای انجام این کار می توان فعالیت های متعددی را انجام داد:

الف) انتخاب مواد آموزشی در دسترس: در صورتی که مواد آموزشی مناسبی وجود دارد، می توان از آن ها برای دست یابی به اهداف آموزشی استفاده کرد.

ب) اصلاح مواد آموزشی موجود: در برخی موارد، مواد آموزشی موجود با انجام پاره ای اصلاحات و تغییرات قابل استفاده می شود.

ج) طراحی مواد آموزشی جدید: ممکن است آموزش موضوع جدید مستلزم طراحی مواد آموزشی باشد.

در این مرحله، علاوه بر رسانه ها و مواد آموزشی، روش های آموزشی نیز انتخاب می شوند. روش های آموزشی متعددی وجود دارند که هر کدام برای موقعیت خاصی کاربرد دارند. برخی از روش های آموزشی عبارت اند از:

روش اکتشافی

روش ایفای نقش

روش نمایش فعالیت

روش بحث

روش پرسش و پاسخ

گام چهارم: به کارگیری رسانه ها و مواد آموزشی

پس از آن که مواد آموزشی انتخاب، اصلاح یا طراحی شد، برای بهره گیری از آن ها باید طرحی اندیشیده شود. نخست مواد آموزشی و فعالیت هایی را که در نظر دارید، بازبینی کنید. سپس دانش آموزان را آماده کنید و تجهیزات و امکانات مورد نیاز را فراهم آورید. آن گاه مواد آموزشی را در اختیار مخاطبان قرار دهید. مهم ترین فعالیت های این مرحله عبارت اند از:

الف) بررسی مواد آموزشی: به منظور اطمینان از صحت عملکرد و بالا بودن کیفیت مواد آموزشی، آن ها را قبل از استفاده مورد بررسی قرار دهید. اطمینان حاصل کنید همه ی وسایلی که قصد دارید در تدریس خود به کار گیرید، درست کار می کنند. به ویژه در مورد وسایل برقی و الکترونیکی نباید پنداشت که همه ی آن ها خوب کار می کنند. برای پیشگیری از بروز مشکلات احتمالی، قبل از شروع کلاس درس باید همه ی وسایل مورد نیاز را کنترل کرد.

ب) تمرین نحوه ی تدریس و آموزش: پیش از آن که تدریس را آغاز کنید، با روش هایی چون استفاده از آینه، مشاهده توسط همکاران، و یا ضبط ویدیویی، روش تدریس خود را بررسی کنید

ج) آماده سازی محیط آموزشی: محیطی را که قرار است در آن جا آموزش بدهید، اعم از کلاس، آزمایشگاه و یا کارگاه، از نظر نور، دما و خصوصیات دیگر بررسی کنید.

د) آماده سازی مخاطبان: پژوهش ها خاطر نشان می کند، آن چه یادگیرندگان می آموزند، به نحوه ی آماده سازی آنان بستگی دارد. به بیانی ساده، دانش آموزان برای یادگیری درس جدید، باید کاملاً گرم شوند. ارائه ی تصویری کلی از درس جدید و ایجاد انگیزه در آنان با استفاده از یک مسئله، می تواند آنان را برای یادگیری آماده سازد.

ه) ارائه ی مواد آموزشی: بهره گیری از هر رسانه، روش خاص خود را می طلبد. معلمان با تجربه می کوشند برای ارائه ی مواد آموزشی، روش های آموزشی مناسبی بر گزینند.

گام پنجم: مشارکت یادگیرندگان

یادگیری مؤثر هنگامی صورت می گیرد که دانش آموزان برای رسیدن به هدف های آموزشی تمرین های کافی و مناسب انجام دهند. این کار سبب می شود خطاها و اشتباهات دانش آموزان تصحیح شود. دقت داشته باشید که در آغاز تمرین نباید هیچ نوع ارزش یابی یا امتحانی از یادگیرنده به عمل بیاید. مشارکت یادگیرندگان در کلاس درس، برای آنان بازخوردهایی فراهم می آورد که بتوانند صحت پاسخ های خود و میزان یادگیری خود را درک کنند. اگر بتوان دانش آموزان را در ارائه ی مواد آموزشی مشارکت داد، جو یادگیری فعال تر می شود. بر اساس نظریه های جدید آموزشی، یادگیرنده به صورت فعالانه به ساخت دانش می پردازد. این امر مستلزم شرکت آنان در فرایند تدریس است. افزون بر این، چنان چه دانش آموزان در فرایند آموزش درگیر شوند، مطلب آموزشی را بهتر یاد می گیرند. امروزه منفعل بودن دانش آموزان در کلاس درس، یکی از نگرانی های معلمان است. با پرسش سؤالات مناسب، بحث گروهی، کار گروهی و با سایر فعالیت هایی که مستلزم کار و فعالیت دانش آموزان است، می توان آنان را از شنونده ی صرف بودن خارج کرد. به نظر می رسد، امروزه سخن رانی در کل یک جلسه ی درس، نه تنها دانش آموزان را خسته می کند، بلکه به معلم نیز احساس ناخوشایندی می دهد.

گام ششم: ارزش یابی و بازنگری آموزشی

بعد از آن که موضوعات مورد نظر تدریس شد، ارزش یابی اثربخشی تدریس صورت می گیرد. برای آن که بتوان سیمای کاملی از آموزش به دست آورد، ارزش یابی از کل فرایند آموزش ضروری است. از این رو، نه تنها میزان تحقق هدف های آموزشی توسط دانش آموزان ارزش یابی می شود، بلکه میزان کارایی رسانه های آموزشی، تناسب روش های آموزشی و... نیز باید ارزش یابی شود. اقدامات زیر در این مرحله صورت می گیرند:

الف) ارزش یابی عملکرد یادگیرندگان: به منظور آگاهی از میزان دست یابی دانش آموزان به هدف های آموزشی، میزان پیشرفت آنان از بعد شناختی، مهارتی و نگرشی اندازه گیری می شود. بدین منظور می توان، از امتحان کتبی، چک لیست، آزمون عملکردی، مقیاس نگرش، چک لیست رتبه بندی محصول و نظایر آن استفاده کرد.

ب) ارزش یابی رسانه ها و روش ها: همواره کاربرد رسانه در آموزش با صرف هزینه همراه است. روش های متنوع نیز زمانی مفید است که به تحقق هدف های آموزشی منجر شود. ارزش یابی از میزان مطلوبیت رسانه ها و روش ها، امکان شناخت کارایی و اثربخشی آن ها را فراهم می سازد.

ج) ارزش یابی فرایند آموزشی: به هنگام تدریس ممکن است مشکلاتی پدید آید. شناخت این مشکلات امکان رفع آن ها در آموزش های بعدی را فراهم می آورد.

د) بازبینی و اصلاح: پس از شناخت مشکلات موجود و هم چنین کسب ایده های جدید، می توان مواد، رسانه ها، روش ها و به طور کلی آموزش را بازبینی و در صورت لزوم اصلاح کرد.

مرحله

سؤال ها

تحلیل یادگیرنده

آیا دانش آموزان پیش نیازهای این درس را دارند؟

کدام یک از شاگردان برای اولین بار با موضوع آموزشی جدید رو به رو می شوند؟

آیا دانش آموزانی در کلاس وجود دارند که ناتوانی یادگیری خاصی داشته باشند؟

نگرش دانش آموزان نسبت به درس جدید چیست؟

بیان هدف های آموزشی

میزان تحقق هدف های آموزشی توسط دانش آموزان چگونه اندازه گیری می شود؟

آیا استانداردهای قابل قبولی برای دست یابی به هدف های آموزشی وجود دارد؟

انتخاب رسانه،

مواد و روش

چه رسانه ای برای آموزش درس جدید مؤثر است؟

آیا برای تدریس تنها می توان از کتاب درسی استفاده کرد؟

با توجه به هدف های آموزشی، ویژگی های رسانه ی آموزشی مطلوب کدام است؟

آیا رسانه ی مورد نظر در حال حاضر در دست رس قرار دارد؟

آیا برای آموزش درس جدید، باید بیش از یک رسانه یا ماده ی آموزشی به کار گرفته شود؟

در صورت نیاز به تهیه ی مواد آموزشی، آیا من به عنوان یک معلم، امکانات، توانایی و زمان تولید مواد مورد نیاز را دارم؟

برای تدریس موضوع جدید چه روش یا روش هایی مناسب است؟

به کارگیری

رسانه ها

آیا من آمادگی استفاده از رسانه ها و مواد آموزشی را دارم؟

آیا همه ی آن ها به درستی کار می کنند؟

آیا برای استفاده از رسانه ها و مواد آموزشی، به شرایط خاصی در کلاس نیاز دارم؟

مشارکت یادگیرنده

دانش آموزان چگونه می توانند در فرایند آموزش مشارکت کنند؟

آیا آن ها مهارت های مورد نیاز برای مشارکت در کلاس درس بر اساس روش تدریس مورد نظر را دارند؟

ارزش یابی و بازنگری

آیا دانش آموزان توانستند مطالب جدید را خوب یاد بگیرند؟

آیا روش آموزشی مورد نظر به درستی انجام شد؟

جمع بندی و نتیجه گیری

الگوی اشور نوعی راهنمای عملی برای طراحی و اجرای آموزش است که می توان آن را برای تدریس موضوعات عمومی و تخصصی به کار گرفت. این الگو توسط هینیچ و همکاران وی ارائه شده است. طراحان الگوی اشور معتقدند، با استفاده از الگوی مذکور می توان از اثربخشی آموزش اطمینان حاصل کرد.