ارشد.. تاریخ مطالعات برنامه درسی - تاریخ برنامه درسی
تاریخ مطالعات برنامه درسی: ابتدا تا سال 2000 به طور خلاصه
این نوشتار ویرایش و تکمیل می گردد
رشته برنامه ریزی درسی تاریخی بس طولانی دارد .،عمر پایه های نظری آن به قدمت عمر انسان می رسد .اما پی ریزی پایه های علمی و تولد رسمی آن به عنوان یک حوزه تخصصی عملاً به قرن بیستم وبا انتشار کتاب برنامه درسی توسط فرانکلین بوبیت[1] درسال 1918 بر می گردد. وپس ازآن مسایل این حوزه موردتوجه بسیاری ازصاحبنظران ومتخصصان تعلیم وتربیت قرارگرفت وهم اکنون بعنوان یکی ازرشته های دانشگاهی ویکی ازشاخه های تعلیم وتربیت جایگاه ویژه ای دارد.
اهداف مطالعات تاریخی در برنامه درسی
مهمترین اهداف مطالعات تاریخی در این حوزه عبارتند از
- بررسی علمی و تلاش برای تفسیر و تعبیر فرایندهای که بوسیله ان موسسات تربیتی محتوای برنامه های درسی را در طول زمان انتخاب کرده اند
- ایجاد بینش عمیق تر در رابطه با فرایند توسعه و بالندگی اموزشی
- نقادی فعالیت های انجام شده در ارتباط با برنامه های درسی و بررسی راه و رسم ان در این زمینه
- مشخص کردن عوامل سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی موثر بر تغییر و اصلاح برنامه های درسی
- بررسی دلایل تغیر و یا عدم تغیر در برنامه های درسی و موضوعات انها
وقتی از تاریخ برنامه درسی صحبت می کنیم دیدگاه ما تاریخ برنامه درسی مربوط به تاریخ تفکرات اموزشی و تربیتی به عنوان زیر مجموعه ای از تاریخ تفکرات اجتماعی فلسفی و سیاسی تلقی میگردد. مقصود و منظور بعدی از مطالعات تاریخی برنامه درسی این است که در طی دوران این مسئله رمز گردانی شود که چه عاملی و چه نیروی قلمرو های مختلف برنامه درسی که شامل مبانی برنامه درسی- طراحی و تدوین برنامه درسی - اجرای برنامه درسی- تغییرات برنامه درسی - ارزشیابی و تحقیق در برنامه درسی می باشد، را دچار تغییر، تحول، اصلاح ، جهت دار، حذف و پنهان سازی کرده است.
-
اصولا پژوهش در تاریخ برنامه ریزی درسی به دو دوره کلی غیر رسمی ورسمی تقسیم می شود:
الف )دوره غیر رسمی حوزه برنامه درسی:
در این دوران که با پیدایش انسان شروع شده ،و به موازات تمدن انسان هم قدمت یافته است ، اندیشه ها و اجرای برنامه های درسی متاثر از تجارب انسانی ، فلسفه ، روانشناسی ،تاریخ و ادبیات بوده است. پروفسور ویلیام هنری شوبرت مولف کتابهای برنامه درسی می نویسد پیشینه برنامه درسی غیر رسمی به زمانی برمی گردد که انسانها در جستجوی آموزش میراث گذشتگان به جوانان بوده اند ..بزرگسالان قبایل عصر ما قبل تاریخ به تصمیم گیری در خصوص مطالبی می پرداختند که بچه ها نیاز داشتند یاد بگیرند تا عضو گروه جامعه شوند .
ب ) دوران رسمی حوزه برنامه درسی :
دوره رسمی شامل سه دوره جهان باستان،قرون میانه و قرن بیستم می باشد.
1- جهان باستان=شواهدی دردست است درمورد سرزمین مصرکهن،آنان به عمل بیش ازتفکرمجرد اهمیت می دادند. درمصرقدیم مفاهیمی چون خوبی وبدی وعدالت که مربوط به قبل ازشکل گیری آموزش وپرورش رسمی است بسیارمورد توجه بوده است.براساس شیوه آموزش وپرورش مصریان بیشترپدران، فرزندان رادرخانه تعلیم میدادند و برنامه درسی بصورت وسیعی حرفه ای بوده است. تواناترین دانش آموزان بعدهاجذب مدارس مربوط به کارهای دولتی ودادگاهها می شدند. ازدیگردروسی که درطراحی وبرنامه درسی مصریان قدیم دخالت داشته اند می توان از ریاضیات کاربردی،نجوم،طب،مهندسی وجغرافی نام برد.
.
2-قرون میانه=آموزش وپرورش دراین دوره بشدت تحت تاثیرمسیحیت بودورهبران کلیسا مسؤلیت آموزش وپرورش رابرعهده داشتند ،زندگی واحتیاجات مردم معناوثبات بیشتری یافته بودوچنین تصورمی شد که آموزش انجیل می تواند نیازهای آنهارابرطرف کند.هم چنین عقیده داشتندکه مهمترین دانشها،دانش مربوط به مسایل روح بشراست،زیراروح بشر،جاودانه وپایداروزوال ناپذیراست واز موضوعات دنیایی بسیار مهمتراست.
3- قرن بیستم=مطالعه برنامه درسی ازسال1890شروع شد و نیروهای بسیاری دربرنامه درسی دخالت داشتندکه کلیپارد مجموعه آنهاراکوره ای برای ایجادتغییرات برنامه درسی نامیده است.
امابسیاری ازمربیان سرآغاز ظهوربرنامه درسی را بعنوان یک حوزه مطالعاتی سال1918 و با انتشارکتاب بوبیت [2] می دانند. زمانی که بوبیت برای اصلاح برنامه درسی عصرخویش ازاندیشه های سازماندهی واندازه گیری علمی الگو گرفت.کتاب اوباعث پیدایش یک حوزه جدیدشدکه طی این سالها بارهامتحول شده است. ظهور جنبش علمی دربرنامه درسی پاسخی علیه نفوذ روانشناسی قوای ذهنی[3] بود. هدف آنهادربرنامه درسی نظم فکری درکودکان بود. چارلزالیوت مشهورترین روانشناس قوای ذهنی و تاثیرگذارترین بربرنامه درسی بود.
دراین سال دومین جریانی که موجب شکل گیری حوزه برنامه درسی شد،تاسیس دپارتمان برنامه درسی وتدریس وانجمن ASCDدردانشکده تربیت معلم دانشگاه شیکاگودرسال1938بود.این دپارتمان نقش کلیدی وتاریخی درگسترش برنامه درسی داشت.درهمین زمان باتاکید هالیس کاسول[4] برای پیوند نظارت وبرنامه درسی منجربه تاسیس انجمنی باعنوان انجمن نظارت وتوسعه برنامه درسی شدکه تاسیس آن نیزازجمله عوامل مهم برای گسترش رشته برنامه درسی محسوب می شود .این انجمن درحال حاضربه بزرگترین سازمان حرفه ای متخصصان برنام درسی تبدیل شده است.
درسال1918یک واقعه مهم دیگرهم رخ دادکه ویلیام کلیپاتریک کتاب روش پروژه را منتشرکردکه نوعی اصول سازماندهی برنامه درسی بود.دراجرایی این روش تدوین کنندگان برنامه درسی قادرخواهند بود پروژه های خاصی راایجادکنندکه اراده درونی فراگیررا بیشتر تقویت کند و بهتربه حرکت درآورد.اواظهارمیداشت که روش پروژه ازقوانین یادگیری مانند قانون آمادگی،اثروتمرین سود می جوید. اوبرای خلق روش پروژه خود روانشناسی تربیتی ثراندایک وفلسفه تربیتی دیویی رادرهم تنیده بود.
دهه 1920 زمان شروع « برنامه ریزی علمی » بود که با کار بوبیت به طور مستقیم و کار وجود ثرندایک به صورت غیر مستقیم شروع شد . روند این کار دو وجه داشت :
1 – به طرف اختصاصی کردن و دقیق کردن پیش رفتن
2 – احساس مسئولیت برای رفع نیازهای اجتماعی و در این جهت پیش رفتن ، دور شدن از برنامه و موضوعات کلاسیک که فقط بنابر عادت بود .
دراین دوره بدلیل افول جنبش کارآیی اجتماعی وعقب نشینی پیروان آنهاعملاًکاربدست پیشرفت گرایان افتاد. ازصاحبنظران این نهضت جان دیویی بودکه عقیده داشت برنامه های درسی باید مبتنی برمطالعه فراگیران باشدوموضوعات درسی عملی که با نیازها وعلایق و زندگی فراگیران درارتباط است نمی توانند موضوعات منفکی باشند.
از مهمترین تاثیر گذاران در امر برنامه ریزی درسی در دهه 1930 هالیس کسول و داک کمپل بودند . کتاب انها با عنوان به عنوان برنامه ریزی درسی (1935 ) اولین کتاب از سلسله کتابهای تلفیقی در زمینه برنامه درسی است .
دردهه1930انجمن تعلیم وتربیت پیشرفت گرامطالعه جامعی دربرنامه درسی متوسطه انجام دادکه بعنوان مطالعه 8ساله مطرح است وامروزه بعنوان یکی ازمطالعات مهم به یادگارمانده است.
همچنین دراکتبرسال1930مؤسسه تعلیم وتربیت پیشرفتهPEAباریاست ویلفوردآیکین تناسب برنامه های درسی سنتی مدارس متوسطه راموردانتقاد قرارداد. ازنظراین کمیسیون اغلب فعالیتهای کلاسی برای دانش آموزان بی معنی بود وآنها این فعالیتهائ را صرفاً بخاطر مدرک انجام می دادند و موضوعات درسی هیچ تداومی باهم ندارند. دراین زمان اثرمشهور تایلر اصول اساسی برنامه درسی وآموزشی باتاکیدبررفتار وهدفهای عینی مورد تاکید کمیسیون قرار گرفت.منطق تایلردربرنامه درسی بصورت مثلثی بودکه دررأس آن اهداف رفتاری ودراطراف تجارب یادگیری وارزشیابی قرارداشت.
دراواسط دهه1930 بدلیل رشددانش آموزان ،تفکربرنامه درسی به حرکت درآمدوکارل وکمپل کتاب خواندنیهایی دربرنامه درسی رامنتشرکردند.
در دهه 1940 رالف تایلر کتاب اصول اساسی برنامه ریزی درسی خودش را منتشر نمود . این کتاب کوچک بر اساس نظرات دیویی ، چارتز ، راگ ، بد ، مطالعه 8 ساله سیلز و سایر منابع برنامه ریزی درسی تالیف شد . تایلر نظریه دیویی در مورد موازنه میان موضوع ، یادگیرنده و جامعه را به عنوان پایه های برنامه ریزی درسی مورد تاکید قرار داد .
در دهه 1950 یکی دیگر از کتابها ی خلاصه در مورد برنامه درسی با نام « مبانی برنامه ریزی درسی » نوشته اسمیت ، استانلی و شورز منتشر شد . در این کتاب توجه بیشتر به جامعه است . مهمترین مساله تاثیر گذار در امر برنامه درسی در دهه 1950 فرستادن سفینه« اسپوتنیک » روسها به فضاباشعار«بازگشت به پایه ها» بود که این امر آموزش و پرورش آمریکا را از نظر بسیاری از آمریکاییان به خاطر برتری یافتن روسها در تسخیر فضا زیر سوال برد . بدین جهت ، کارشناسان صاحب نظر متعدد آموزش پرورش از سراسر امریکا برای بحث در مورد این معضل دعوت شدند . بعد از فرستاده شدن اسپوتنیک روسها به فضا ، با وجود توجه برونر به نیازها و علایق فردی یادگیرنده ، عملا هدف و سوگیری برنامه های درسی در آمریکا در جهت ارئه و کسب دانشی که مورد نیاز جامعه ، مقاصد سیاسی جامعه باشد ،هدایت شد . در این زمان نه تنها محتوای علمی برنامه ها مورد نظر بود ، بلکه تحقیقات علمی بر برنامه ریز ی درسی مدارس و برنامه تربیت معلم نیز سایه افکند .
دردهه1960مهمترین رویدادبرگزاری کنفرانس هولس بودکه توسط آکادمی ملی علوم وباحمایت نهادهای مختلف تشکیل شدویکی از کتابهای حاصل ازاین کنفرانس فرایند تعلیم وتربیت توسط برونر تدوین یافت،دراین کتاب برونربه معرفی نوعی نظریه برنامه درسی مبتنی براندیشه ساختاررشته های علمی پرداخت.برونراستدلال نمودکه هررشته علمی ازساختار خاصی پیروی میکندوساختاربایددردسترس قرار بگیرد،زیرادرک یک ساختاربه فراگیرکمک میکندکه کاررشته علمی رابفهمد.
دراین دهه(1960)بیوشامپ ازبرنامه درسی بعنوان یک سندنوشتاری یادمیکندکه دارای4کارکردمی باشد:1-برنامه ریزی درسی«تصمیم هایی که به انتخاب محتوا،دامنه،توالی واهداف درس اشاره دارد.»2-فراهم نمودن شرایط استفاده ازنظریه درعمل 3-استفاده ازدانش سایررشته های علمی برای حل مسایل مربوطبه برنامه درسی 4-وظیفه بسط تفکروکنکاش نظری دراموربرنامه درسی
دراین دهه یکی ازالگوهای پرنفوذبرنامه درسی،الگوی مبتنی برسنت علمی،موریس جانسون باعنوان بروندادنظام برنامه درسی ویادگیری قصدشده [8]معرفی شد.
دهه1970را نوفهمی درحوزه برنامه درسی می نامند،زیرابرنامه درسی تحت تاثیرروانشناسی رفتارگرا قرارگرفت. مهمتزین خصیصه نوفهم گرایان، تغییربرنامه درسی به فهم برنامه درسی ازمنظرهای مختلف وتوجیه مفاهیم جدیدبود.
مک دونالد برای نخستسن بارفهم برنامه درسی رادربستر پدیدارشناسی،بسترسیاسی وبسترخداشناسی مورد توجه قرار داد.
اگر رشته برنامه درسی در در مرحله معینی از تحول در طول تاریخ در نظر بگیریم در دهه 1970 نوعی تغییر پارادایم یا چشم انداز بر اساس پژوهش ها و برداشته های جدید بوجود امد. یعنی برنامه ریزی درسی از پارادایم سنتی وارد پارادایم جدید به عنوان نوفهمی و فهم جدید در برنامه ریزی درسی بوجود امد. در این دهه و بعدها قلمرو و یا حوزه های ماننید نظریه پردازی در برنامه درسی، پزوهش در برنامه درسی، چشم انداز برنامه درسی و هویت های جدید در برنامه درسی ایجاد شد.
در این دهه بر اساس همین نو فهم گرایی در برنامه درسی اندشمندانی مانند رینولد، پاینار و تابمن این جسارت را پیدا کردند که برنامه ریزی درسی بر اساس شکل سنتی ان به تاریخ پیوسته و پارایم جدیدی بر اساس مطالعات برنامه درسی بوجود امده و بر اساس این تاریخ تولد برنامه ریزی درسی را سال 1918 و مرگ ا ن را سال 1969 اعلام کردند. از سال 1970 گفتمان و یا مطالعات برنامه درسی پدید امد.
در دهه 70 زبان ها و گفتمان های متفاوتی شکل می گیرد. منظور از گفتمان متن و بستری است یک موضوع و یا رشته مورد بررسی قرار می گیرد. این گفتمان ها بر اساس نقشه رشته معاصر از دیدگاه پاینار، رینولدز و تابمن نامگذاری شد و گفتمان های جدیدی که شکل گرفتند برنامه درسی را در بستر مانند گفتمان انتقادی و سیاسی- گفتمان جنسیتی و فمینیستی- گفتمان پدیدار شناسی- هویت و گفتمان هنری و زیبایی شناختی- گفتمان بین المللی- گفتمن اتوبیوگرافیکال یا خود شرح حال نویسی و گفتمان پست مدرن مورد بحث قرار دادند.
در دهه 70 زایس از محققان برنامه درسی از قلمرو های متعددی نام می برد مانند مبانی برنامه درسی- طراحی برنامه درسی- برنامه ریزی درسی- ساخت برنامه درسی- اجرای برنامه درسیو مهندسی برنامه درسی.
در همین دها آیزنر و والانس پنج جهت گیری یا دیدگاه در حوزه برنامه درسی مطرح می کند.
دیدگاه فرایند شناختی در برنامه درسی- دیدگاه فناورانه و فنی در برنامه درسی- دیدگاه تحقق شخصی- دیدگاه بازسازی گرایی در برنامه درسی- دیدگاه منطق گرایی علمی و اکادمیک
در این دهه مایکل اپل مباحث سیاسی انتقادی و اتوبیوگرافیکال در برنامه درسی لحاظ کرد و به یک جریان عمده در تعلیم و تربیت تبدیل شد. مادلین گرامت و ژانت میلر مباحثات فمینیستی را در برنامه درسی انعکاس دادند. مباحثات پدیدار شناسی با فعالیتهای ماکس ون منن و هیوبنر بعدها توسط تد آائوکی را در برنامه درسی مطرح ساختند.مباحثات هنری و زیبایی شناختی با تلاش های الیوت ایزنر و با انتشار کتاب تصورات اموزشی در برنامه درسی به اوج خود رسید.
هنری ژیرو همانند ساير نظريه پردازان حوزه انديشه سياسي برنامه درسي توجه خود را به تجزيه و تحليل در مقياس وسيع اجتماعي، سياسي اقتصادي معطوف كرده و كمتر به ابعاد خرد در تدريس پرداخته است. برداشت او از وضع جامعه سرمايهداري غرب باعث شده كه او پداگوژي انتقادي را به عنوان راه حل اصلي بداند.
پداگوژي انتقادي چيست؟ از ديد ژيرو سئوال اصلي اين است كه علايق، سلايق، آينده و داستان چه كساني در مدرسه مورد توجه قرار ميگيرد؟
نقش مدارس در پداگوژي انتقادي:
مدارس در حقيقت بايد به عنوان مكانهايي راهبردي براي تعيين و مشخص كردن مسائل اجتماعي در نظر گرفته شوند مكانهايي كه در آنها دانشآموزان امكان فهم و تمرين حقوق و مسئوليتهاي يك شهروند نقاد را در اشكال مختلف يادگيري اجتماعي داشته باشند تا از اين رهگذر قابليتهاي انساني نظير غمخواري و رحم، همدردي، همبستگي و اتحاد در آنها پرورش يابد مدارس بايد ارزشهاي علمي را در افراد توسعه دهد نه اينكه صرفاً فردگرايي افراطي، رقابت و مصرفگرايي فكري را ترويج كنند.
نقش معلمان در پداگوژي انتقادي:
معلمان بايد برنامههاي درسي را به نحوي تدوين كنند كه منابع فرهنگي كه دانشآموزان با خود به مدرسه ميآورند را به حساب آورده و نظم و سازمان دهند اين امر نه تنها به معناي جدي گرفتن و حداكثر استفاده از زبان، داستانها و سرگذشت بچهها و تجربيات آنها بلكه در هم تنيده كردن و تلفيق آنها با پوياييهاي زندگي روزمره است.
نقش برنامههاي درسي در پداگوژي انتقادي:
بر اهميت پرورش سوادهاي چندگانه تاكيد دارد ما بايد آندسته از سوادهاي اجتماعي را در بچهها پرورش دهيم كه كاربردي، فرهنگي و انتقادي هستند.
در اين برداشت را به سوادهاي نياز داريم كه هم اهميت تفاوتهاي فرهنگي و هم اهميت افراد را در ارتباط با مرزهاي مختلف اجتماعي، فرهنگي و سياسي مورد توجه و تاكيد قرار دهد.
عمده تحولات دهه 1970 در حوزه برنامه درسی در راستای اندیشه سیاسی و انتقادی در عرصه برنامه درسی می باشد. و عمده تحولات مرهون اندشمندانی بود که اثار انها تحت عناوین جامعه شناسی سیاسی برنامه درسی، نظریه برنامه درسی سیاست محور و نظریه رادیکال یا انتقادی منتشر شدند. و یکی از فعال ترین و پرکاربردین قلمروه ها در مطالعات برنامه درسی را به نمایش گذاشتند
جدا کردن برنامه درسی از بسترهایش که معمولا چندگانه و پیچیده هستند و تلاش برای فهم ان بدون توجه به این زمینه ها تلاشی بیهوده و عبث است. این چگونگی سبب شده که امروز کمتر پژوهشگر یا فعال در حوزه برنامه درسی را بتوان یافت که برنامه درسی به طور خاص و مدرسه را به طور عام از لحاظ سیاسی خنثی و بیطرف تلقی کند در حالی که خنثی بودن برنامه درسی مفروضه ای بود که در ادبیات برنامه درسی قبل از دهه 70 خنثی و بی طرف بود.
یکی دیگر از اندشمندان حوزه سیاسی - انتقادی ت. ت در دهه 70 به بعد پائولو فریر برزیلی می باشد. و رویکرد جدید را در حوزه برنامه دسی بنیان نهاد.از رویکردهای جدید در حوزه ی نظر و عمل برنامه ی درسی، رویکرد انتقادی است که بر اساس آن دو عنصر نقادی و اصلاح در قلب تعلیم و تربیت و فرایندهای آن مورد توجه قرار می گیرد. به این معنی که از یک طرف به بررسی این مساله پرداخته می شود که چه کسی(یا چه گروه و طبقه ای) فرایندهای تعلیم و تربیت را کنترل می کند؟ و از طرف دیگر در پی پاسخ به این سوال که انگیزه ی فرد(یا گروه/گروههای) کنترل کننده چیست؟ درصدد برقراری روابطی عاری از سلطه و مبتنی بر برابری اقتصادی و اجتماعی برای اقشار مختلف و در مجموع ایجاد جامعه ای مبتنی بر دموکراسی می باشد. یکی از مربیان و فیلسوفان برجسته ی این رویکرد پائولو فریر است که با بیان اصل"هیچ آموزش- پرورشی خنثی و بی طرف نیست"؛ به این معنی که همواره جریان و فرایندهایی آموزش - پرورش را یا به سمت رام کنندگی و یا در جهت آزاد سازی سایر اقشار به کار می برند؛ سعی در شناسایی مناسبات قدرت و کنترل داشته و در راستای اصلاح این روابط و مناسبات "آموزش - پرورش رهایی بخش" را مطرح می کند
به اعتقاد فریره، «انتقال یکسویه معلومات از یک منبع موقّتی قدرتمند به دریافتکنندگان انفعالی، به هیچوجه در رشد شخصیت آنها تاُثیر مثبت نمیگذارد و به ایجاد خودآگاهی مستقل، نگاه منتقدانه و توانا کردن افراد برای مشارکت در حل مسائل اجتماعی کمک نمیکند؛ بر همین اساس، فریره نظام جدیدی را تحت عنوان آموزش ستمدیدگان در کتابی با همین عنوان طرح میکند، که بر مبنای اصول چهارگانه زیر استوار است: «محاوره، طرد تفاوت دو طرف ارتباط، اعتقاد به توانایی و خلاقیت فرد و مشارکت در کوششهای رهاییبخش ارتباطی.»
آثار فریره
از فریره آثار متعددی در امر تعلیم و تعلم و ارتباطات وارد شده که به مهمترین آنها اشاره میشود:
آموزش ستمدیدگان؛ فریره در این اثر، به شرح اجمالی استدلال اصلی خود بهنفع تعلیم و تربیت آزادیبخش میپردازد و اصلیترین مباحثش، از جمله محاوره، گفتوشنود، استیلای فرهنگی و فرهنگ خاموشی را در این کتاب مطرح میکند.[20]
کنش فرهنگی برای آزادی؛ در این کتاب، فریره در روش خویش برای سوادآموزی بزرگسالان، آنرا بهعنوان کنشی فرهنگی برای آزادی مطرح میکند و روش فرهنگی را کنشی فرهنگی برای هشیارسازی افراد میداند.
آموزش شناخت انتقادی؛ فریره در این اثر، آموزش را بهمثابه تجربه آزادی، عاملی برای بیداری و ابزاری برای مقابله با تودهسازی مطرح میکند.
نامه هایی به گینه بیسائو (آموزش و پرورش در عمل)؛ در این اثر، فریره در بازدید از گینه بیسائو، نظام آموزشی این منطقه و فعالیت سوادآموزی برای بزرگسالان را مورد توجه قرار داده و در نامههایی به مشاور دولتی برای امور آموزشی و فرهنگی این کشور، به بحث درباره سوادآموزی میپردازد.
درسال1979 آاکی کتابی پرآوازه بنام بسوی برداشتی جدید ازبرنامه درسی باهدف حمایت ازجنبش مطالعات برنامه درسی نوفهم گرا درآمریکای شمالی منتشر کرد.
دردهه1980 پیشرفتهای تکنولوژیکی که از قرن بیستم شروع شده بود باانقلاب کامپیوتر به اوج خود رسید.اقتصاد بحران زده توجه بیشتری به آموزش وپرورش وبرنامه درسی راطلب میکرد.درگزارشهای کمیسیون عالی پژوهش تاکیدبرتهیه برنامه های درسی برای مدارس بودکه بتوانند نیازهای جامعه که مدام درحال تغییراست،هماهنگ باشد.
در اواخر دهه 70 و شروع دهه 80 مفهوم دیگری با موضوعات زنان و اموزش و یا هویت فمینیستی در تعلیم و تربیت به عنوان یک نو فهمی جدید وارد این عرصه شد. بیان جنسیت در عرصه مطالعات تعلیم و تربیت و برنامه درسی یکی از قلمروهای جنجالی و بحث برانگیزی در این دهه و دهههای بعد و تا به امروز بوده است.فهم چگونگی تحولات جنسیتی در مطالعات برنامه درسی مستلزم تجه به مباحثات و روندهای مربوط به اندیشه ها و اقدامات در ارتباط با این موضوع در سطح جهان است.در این دهه و بعدها باور بر این بود که اگر چه فمینسم به عنوان یک جنبش سیاسی - فکری امری مهم در مبارزه، روشنگری و هشیاری نسبت به نابرابریهای جنسیتی در جوامع است باید به این نکته توجه شود که باز هم موارد زیادی از عدم توجه به حقوق و برابری های زنان وجود دارد و در بسیاری از زمینه ها به عنون فرودست و حاشیه ای مورد نظر قرار می گیرند و این به عنوان جنبشی در تاریخ ت و ت دهه 70 و 80 میلادی بوده است.
فمنیسم ها از سه طریق در این دهه ا تلاش داشتند که تغییراتی در اموزش و پرورش داشته باشند :
1. سیاسی: تلاش می کردند تا شرایط آموزش و زندگی زنان را بهبود بخشند بسیاری از این اقدامات در عرصة سیاسی صورت گرفته است .
2. انتقادی :فمنیسم های آموزشی و علمی در رشته های مختلف همکاران مرد خود را مورد انتقاد قرار دادند.
3. عملی: فمنیسم ها به عنوان معلم یا فرد شاغل در بخش های عمومی و خدماتی هستندوتلاش می کنند تا مشارکت بیشتر زنان را تشویق کنند.
اندیشمندنی مانند نل نودینگز- مادلین گرامت - ژانت میلر ودیگران سهم زیادی در هرصه اموزش و پرورش فمینستی داشتدند.
نل نودیگنز در سال 1981 به عنوان بنیانگذار مفهوم مراقبت در کلاس درس یک تئوری مبتنی بر نظام اخلاقی را دریک مدل مراقبت مادرانه مهرورزانه ارائه کرد. او معانی ضمنی جنسیتی نهفته ای را ارائه می کند که بر اساس ا مشارکت معلمان زن در اموزش می تواند انسجام بین مادران و بچه ها را احیا کند و کلاس درس به عنوان جایی که دانش اموزان از نظر عاطفی و اخلاقی رشد می کنند مطرح می شود.او همچنین بنیانگذار مطالعه در مورد فمینیسم است و در مورد بهبود و اصلاح شرایط مدرسه اموزش اخلاقی در مدارس نقطه نظرات فراوانی دارد.
مادلین گرامت که تا این اواخر پروفسور حوزه برنامهدرسی در دانشگاه کارولینای شمالی بوده از شهیر ترین واثرگذار ترین انیشمندان عرصه فمینیستی و ت و ت است. اثار او در عرصه های نوین مطالعات برنامه درسی نظیر پدیدار شناسی - خود شرح حال ویسی و فمینستی انعکاس گسترده ای داشته است. مهم تین ویژگی اثار گرامت بیان واقعیتهای روزمره زندگی و کلاس درس در قالب واژه ها و عباراتی باشد که سرشار از نظریه و فهم عمیق است.
ژانت میلر هم به عنوان یکی از اندیشمندان فمینیست به خود شرح خال نویسی هم اشاره می نماید و معتقد است که برنامه درسی باید برای تلفیق و در هم تنیدن هویت زنان تلاش نماید تا بتواند در مقابل اشکالات مختلف ا. پ مرد سالاری بایستد.
در دهه 1980 و به بعد گفتمان و هویت دیگری در برنامه درسی و موضوعات مرتبط با ان به نام هویت بین المللی کردن برنامه درسی شکل گرفت. این مفهوم به معنی تلاش های برای بین المللی کردن موضوعات اموزشی- روش های یاددهی و یادگیری و نقش معلمان در برنامه درسی بود. اگچه به عقیده صاحب نظران این گفتمان فهم برنامه درسی به عنوان یک متن بین المللی کاری بس دشوار و گسترده است اما در عین حال فهم برنامه درسی به عنوان یک متن بین المللی امری است که غفلت از ان با توجه به تحولات موجود در سطح جهان امکانپذیر نمی باشد. البته تلاش های که امروز هم انجام می شود در راستای همین امر می باشد. البته برنامه درسی و اموزش نمی تواند محصور به مرزهای ملی باشد همچنانکه اقتصاد و سیاست و محیط زیست و دیگر موضوعات محصور نیستند.
از مهمترین اندیشمندان این حوزه می توان به ویلیام پاینار و نوئل گاف اشاره کرد.
مهمترین فعالیتهای پاینار در حوزه هویت بین المللی برنامه درسی را می توان در کنفرانس ها و مقالات او در ده 90 به بعد و با تشکیل انجمن بین المللی پیشبرد مطالعات برنامه درسی در کشوره های مختلف اشاره کرد .
مهمترین دیدگاههای پاینار در خصوص بین المللی کردن مطالعات برنامه درسی:
n رشته برنامه درسی با فرهنگهای ملی و محیط های منطقه ای عجین و در هم آمیخته است.
n توسعه رشته در سطح بین المللی هم باید ماهیتی افقی(ملی و بین المللی) داشته باشد و هم عمودی.
n بین المللی شدن مطالعه برنامه درسی در بسیاری از کشورها بجز امریکا در حال گسترش است.
n فهم برنامه درسی همزمان هم یک پدیده بین المللی و جهانی و هم فعالیت متناسب با موقعیت های منطقه ای خاص است.
n برنامه درسی به عنوان یک رشته نظری و فکری در برخی ممالک به سختی مستقل از فعالیتهای نهادهای رسمی در این کشورها است.
نوئل گاف که تا همین اواخر(2010) استاد دانشکده تعلیم و تربیت دانشگاه کانبرا در استرالیا بوده است، هم سهم ارزنده ای در مطالعات مربوط به فهم برنامه درسی به عنوان متن بین المللی داشت. آثار و مقالات متعددی در عصه بین المللی کردن برنامه درسی فراملینی- برنامه درسی در دهکده جهانی و مشارکت در تدوین پزوش برنامه درسی بین الملیی داشته است.
نظریه حکایتی در تعلیم و تربیت - آموزش و پرورش و محیط زیست- رسانه های ارتباط جمعی وتعلیم و تربیت- تجزیه و تحلیل تغییر برنامه های درسی در پساساختارگرایی و پس از استعمار- بین المللی کردن مطالعات برنامه درسی حوزه های پژوهشی نوئل گاف می باشد
مطالعه برنامه درسی از نگاه نوئل گاف به صورت بین المللی در هفت سنت پژوهشی متفاوت صورت می گیرد:
مطالعات توصیفی- مطالعات تحلیلی- مطالعات ارزشیاب- مطالعات پیش بینی- مطالعات سازمانی- مطالعات نظری
نوئل گاف بر مبنای تحولات جامعه استرالیا از دو مفهوم ویژه بهره می گیرد:
مردمان (عامه مردم) جدید و زبان های برنامه درسی
مردمان (عامه مردم)جدید:
نوئل گاف معتقد است آموزش و پرورش همگانی در درون مرزهای ملی جای خود را به آموزش و پرورش همگانی در سطح بین المللی می دهد .او از این امر تحت عنوان عامه یا مردم جدید نام می برد که باید در دستور کار پژوهش برنامه درسی قرار گیرد.
زبان های برنامه درسی
عامه مردم یا مردم جدید ،زبانهای جدید یعنی زبانهای استعاره ای را برای کار برنامه درسی ضروری میدانند.پس باید در جستجوی زبانهای جدیدی برای برنامه درسی باشیم .زبانهایی نظیر شعر حماسی ، افکار و اندیشه های بدون کلام ، زبان سینما ، فیلم ، فیلمنامه نویسی.
به طور کل انچه مد نظر است این است که پژوهش فراملیتی برنامه درسی باید آماده پذیرش زبانهای جدید باشد. پرداختن به امر پژوهش برنامه درسی فراملیتی بستری است برای خلاقیت ، نو آوری و ابداع زبان های جدید برای کار برنامه درسی.
تاریخ مطالعات برنامه درسي در ایران
تا1365:
محمدرضاپهلوی درسال1341 لایحه ایجاد سپاه دانش رابرای بیسوادی طرح کرد.
درسال 1346 سازمان کتابعای درسی باهدف تامین کتابهای موردنیاز دبستانها ودبیرستانهای کشور تاسیس شد.
اولین دوره کارشناسی ارشد برنامه ریزی درسی درسال 1365 برای تربیت جمعی از اعضای شرح کتب برنامه ریزی درسی راه اندازی شد.
ترجمه وتالیف وانتشار کتاب درحوزه برنامه ریزی درسی برای نخستین بار دراین دوره آغاز شده است. که بشرح ذیل می باشد:
*جامعه وتعلیم وتربیت مبانی تربیت جدید:دکترشریعتمداری درسال1340دردانشگاه شیراز منتشرکرد وشامل 3موضوع اساسی برنامه ریزی درسی یعنی هدفهای تربیتی،مواددرسی،سازماندهی مواددرسی وتغییر برنامه تربیتی است.
*نخستین کتاب برنامه ریزی درسی بااصول علمی برنامه های تحصیلی وتربیتی مسعودرضوی درسال 1340منتشرشدکه براساس مباحث دکترکلارک وباالهام ازکتاب مبانی برنامه ریزی درسی استانلی ،شورز واسمیت تنظیم گردیده است.
*کتاب اصول اساسی برنامه ریزی درسی وآموزشی رالف تایلردرسال1351 ابراهیم کظیمی ترجمه ومرکز تحقیقات وبرنامه ریزی درسی آموزش وپرورش آنرا منتشرکرد.
*انتشار کتاب برنامه ریزی درسی درمدارس تالیف الف لوی،ترجمه دکترفریده مشایخ درسال1362
*کتاب راهنمای عملی برنامه ریزی درسی تالیف ادری،هاروارد ونیکلس ،ترجمه داریوش دهقانین درسال1363
4-دوره تحکیم پایه های هویتی=تربیت متخصص وتوسعه خدمات علمی ازسال1365تا1385:
تربیت نیروی انسانی درحوزه برنامه درسی بادرخواست سازمان پژوهش آموزش وپرورش آغاز ومنجربه آن شد که دانشگاه تربیت معلم درسالهای 65و66 اقدام به جذب دانشجودرکارشناسی ارشد کند وپس از کسب اخذ مدرک به آموزش وپرورش بازگردندوبه تولید برنامه درسی بپردازند.این شیوه راآموزش وپرورش درسال67طی تفاهم نامه ای با دانشگاه علامه طباطبایی آغازکرد.
درسال1369 شورایی بنام شورای تحقیقات آموزشی ایجادشدکه هدفش توسعه تحقیقات آموزشی دراستانها بود.
تاسیس مؤسسه پژوهشی برنامه ریزی درسی و نوآوریهای آموزشی درسال1379 که متولی امر برنامه ریزی درسی درنظام متمرکز ایران ووابسته به وزارت آموزش وپرورش محسوب می گردد. البته شکل گیری اولیه آن مربوط به دوره دوم پهلوی میشود.وپس ازانقلاب درقالب دوپژوهشکده برنامه ریزی درسی ونوآوریهای آموزشی فعال است.این مؤسسه ازحیث برگزاری نشستهای علمی،انتشار نشریه علمی-پژوهشی،برگزاری همایش وانجام دادن تحقیقات نقش حایز توجه ای درشکل گیری جریانهای برنامه ریزی درسی را دارد.
تاسیس انجمن علمی برنامه ریزی درسی[1] که توانست زمینه مشارکتی برنامه ریزان درسی درحیا اجتماعی راافزایش دهد.اولین مجمع عمومی خودرادرسال 18/4/1379برگزارنمود.دراین نشست دکترحسن ملکی،دکترقورچیان،دکترموسی پور دکترمیرلوحی بعنوان اولین اعضاء هیئت مدیره انتخاب گردیدند.این انجمن که ازسال 1384بانام انجمن مطالعات برنامه درسی به کار خود ادامه داد،یکی ازانجمنهای فعال درسطح کشور است.که ازسال 1386به عضویت رسمی انجمن بین المللی برنامه درسی(IAACS)درآمد.درحال حاضراعضاء هیئت مدیره این انجمن دکترمهرمحمدی،دکترمحمدعطاران،دکترکوروش فتحی واجارگاه،دکترمیرزابیگی وخانم دکترعارفی مسؤلیت اداره آنرابرعهده دارند.[2]
عمده ترین فعالیتهای انجمن مطالعات برنامه درسی:
الف-انتشار مجله مطالعات برنامه درسی که بصورت فصلنامه است.
ب-برگزاری همایشعای علمی که سالانه به یکی از مباحث برنامه درسی می پردازند.
ج-برگزاری دوره های آموزشی کوتاه مدت
5-دوره نقش آفرینی=تولیددانش ازسال1385به بعد:
درایران زمینه هایی برای فراتر رفتن از انتقال دانش به تولیددانش فراهم شده است که شواه ذیل آن را بیان میدارد:
1-تربیت برنامه ریزدرسی که ناگزیر درتعامل بانیازهای اجتماعی آشکار به تعیین هویت رشته ای اقدام کنند.
2-قوت گرفتن نظریه ها که جنبه فرهنگی علوم رامورد تاکید قرار می دهند.
3-شرایط تعاملات جهانی در عرصه روابط سیاسی-فرهنگی وارزشهای مورد عنایت درنظامهای آموزش وپرورش کشورهای پیشرفته.
4-ایجاد مراکزتحقیقاتی،تدارک منابع علمی کتابخانه ها،فعالیتهای گسترده انجمن مطالعات برنامه درسی.
5-تلاشهای نهادهای ذیربط برای شناسایی ومعرفی سازمان یافته مسایل مرتبط باحوزه برنامه ریزی درسی.
6-اعتماد به نفس برنامه ریزان درسی ایران به حدی رسیده است که بتوانند برای فعالیتهای بزرگ آمادگی داشته باشند.
7-تقاضای اجتماعی بهمراه اعتماد عمومی به برنامه ریزی درسی بطور گسترده ای رو به افزایش است.
به این ترتیب پیش بینی میشود که طی سالهای آینده آرزوی تولیددانش برنامه ریزی درسی درایران جامه عمل بپوشد و ظهورعینی یابد.دراینصورت مسیرنیاز به مشارکت گسترده و خیرخواهانه تمامی دانش آموختگان احساس میشود.درآن زمان برنامه ریزان درسی عملیاتی تر و واقع بینانه تر عمل خواهندکردواعتماد به برنامه ریزان درسی در حکم متخصص در تمام علوم ،گسترده تر خواهدشد تا آنها بتوانند طراحی،تدوین،اعتباربخشی،اجرا و ارزشیابی رااز مشاور به رهبر تغییردهند.
درتکوین مفهوم و گسترش قلمرو برنامه ریزی درسی درایران سه گروه نقش بارزی را ایفاکرده اند:
گروه اول:کسانی هستندکه درشکل گیری برنامه ریزی درسی نقش اساسی ایفاکردند،شادروانان دکترسیاسی،محمدباقرهوشیار،عیسی صدیق«باتاثرازرویکردرایج درغرب به تدوین تاریخ فرهنگ وتعلیم وتربیت ایران همت گذاشته است.» و یحیی دولت آبادی.
گروه دوم:کسانیکه به کار تولید آثارعلمی-تخصص و تاسیس این رشته اقدام کردند.این گروه را میتوان معلمان برنامه ریزی درسی نامید. شادروان محمدکاردان،علی شریعتمداری«متاثرازتحصیلاتی که درآمریکا داشته واندیشه هاوتفکرات دیویی واسمیت » ،مرتضی خلخالی،پرویزشهریاری،شادروان علی نقی اسراری،مسعودرضوی،ابراهیم کظیمی،محمودمهرمحمدی«درانجام مطالعات برنامه درسی بصورت تخصص اقدام نموده اندومطالعاتشان رابه حوزه تخصصی دربرنامه درسی اختصاص داده اند.»،نادرقلی قورچیان،خسروباقری،علیرضاکیامنش، عزت اله نادری،فریده مشایخ«باتوجه به فعالیتهایی که با یونسکو داشته است.» ،دکترفتحی «درابتدابه مطالعات ارزیابی واندازه گیری دربرنامه درسی گرایش داشت واخیراً مجموع فعالیتهای علمی وپژوهشی خودرادرمطالعات آموزش عالی تمرکزبخشیده اند»،دکترموسی پور«به مباحث تاریخ برنامه درسی درایران وجهان گرایش داشته اند»دکترعلم الهدی«رویکردهای فلسفی دربرنامه درسی رامورد توجه قرار داده اند».[3]
گروه سوم:کسانیکه تربیت شدگان خاص دوره های آموزشی منتهی به مدرک رشته برنامه ریزی درسی محسوب می شوند،این گروه را میتوان بانام دانش آموختگان برنامه ریزی درسی معرفی کرد.سیدکاظم اکرمی،رضامحمودی،دکترحسن ملکی«مباحث فلسفه برنامه درسی و بومی سازی رامطرح می نمایند.» ودانش آموختگان تربیت معلم