طراحی اموزشی. کارشناسی.. اشنایی با الگوههای طراحی اموزشی
این بخش به تدریج ویرایش و تکمیل می گردد12 بهمن 1403
الگوهای طراحی اموزشی
1- الگوی رابرت گانیه
٢ الگوی طرح درس روزانه
٣- الگوی گرلاچ و الی
٤- الگوی دانشگاه ایندیانا
5٥الگوی اشور.. اطمینان
٦ الگوی مریل
الگوههای طراحی اموزشی
هر جا حرف از روشهای ماهرانه انجام امور آموزشی است، علم «فناوری آموزشی» رخ مینماید. فناوری آموزشی از دیدگاه «انجمن فناوری آموزشی و ارتباطات آمریکا» عبارت است از: «نظریه و عمل اخلاقی طراحی و کاربرد مدیریت و ارزشیابی فرایندها و منابع فناورانه برای تسهیل یادگیری و بهبود عملکرد.»
یکی از مفاهیم اصلی این تعریف، طراحی آموزشی است.اصطلاح «الگوهای طراحی آموزشی» نشاندهنده آن است که طراحی آموزشی مفهومی کلیتر از مفهوم الگو و مدل است. اگرچه هر دو شامل مراحل و فرایندهایی در جهت رسیدن به هدف معینی هستند، اما طراحی آموزشی در بطن خود از الگوهای مختلفی استفاده میکند. به عبارت دیگر، الگوهای طراحی آموزشی مجموعه نظاممندی از الگوهای نیازسنجی، تعیین هدف، تدریس، ارزشیابی و غیره هستند که متناسب با موقعیت خاص تدارک دیده میشوند. الگوها مهمترین عناصر یک فرایند را خلاصه میکنند و از تعمیمپذیری بیشتری برخوردارند؛ یعنی در موقعیتهای بیشتری کاربرد دارند. حتی زمانی که حرف از الگوهای طراحی آموزشی است نیز نوعی تعمیمپذیری برای موقعیتهای مختلف قائل شدهایم. این در صورتی است که طراحی آموزشی با توجه به شرایط و موقعیتهای خاص انجام میشود. بنابراین، زمانی که از الگوها برای طراحی آموزشی استفاده میشود، باید آنها را متناسب با موقعیت ویژه آموزشی تغییر داد.
ارزش واقعی الگو تنها میتواند در چارچوب استفاده تعیین شود. یک الگو باید قضاوت شود که چگونه قصد طراح را عملی میکند ، چگونه میتواند یک کار را به خوبی به اشتراک گذارد ، و چگونه به طور موثر در فعالیتهای طراحی به سمت هدف مورد نظر تمرکز کند . .
طراحی آموزشی با ورود هر یک از این رویکردها پیوسته دچار تحول شده است و بر اساس این رویکردها الگوهای مختلفی در زمینه طراحی آموزشی به وجود آمده است. در ادامه این مبحث، طراحی آموزشی از منظر دو رویکرد مورد بررسی قرار خواهد گرفت. که یکی از آناه رویکرد سیستمی طراحی آموزشی است که مبتنی بر معرفت شناسی پوزیتیویستی و نظریه های یادگیری از خانواده رفتار گرایی و پردازش اطلاعات است و دیگری رویکرد ساخت گرایی طراحی آموزشی است که مبتنی بر معرفت شناسی پست مدرنیستی و دیدگاههای فلسفه تفسیر گرای علم و نظریه های یادگیری ساخت گرا می باشد.
الگوی طراحی آموزشی رابرت گانیه
گانیه یکی از پیشگامان رشته روانشناسی آموزشی است که مدل 9گانه آموزشی را با رویکرد گامبهگام برای آنکه افراد بتوانند از فرصتهای یادگیری به بهترین شکل استفاده کنند ارائه کرد. مدل مذکور به آموزشدهندگان و دانشپژوهان کمک میکند تا به ساماندهی برنامهآموزشی و مباحث تحقیقاتی بپردازند. در این مطلب قصد داریم 9 سطح این الگوی آموزشی را بررسی کنیم.
الگوی آموزشی گانیه چگونه پدید آمد؟
رابرت گانیه از پیشگامان رشته روانشناسی آموزشی است که برای اولین بار در دهه 40 میلادی روی آموزش فنون تدریس متمرکز شد. او کتابی بهنام شرایط آموزش را اولین بار در سال 1995 میلادی منتشر کرد و شرایط مهم آموزش را بررسی کرد. او توانست به ارائه یک فرآیند 9 مرحلهای برای هر یک از این مراحل توضیح کاملی ارائه کند تا آموزش تاثیرگذار باشد. الگوی طراحی آموزشی گانیه این ظرفیت را دارد تا برای آموزشهای مختلف استفاده شود. بهطوری که امکان بهکارگیری آن در غالب آموزش تیمی نیز فراهم است.
چرا الگوی آموزشی گانیه مفید است؟
مدل آموزشی گانیه چکلیستی در اختیار آموزشدهندگان و یادگیرندگان قرار میدهد تا قبل از شروع فعالیتهای آموزشی قادر به استفاده از آن باشند. هر مرحله به نوعی از برقراری ارتباط بین مفاهیم تاکید دارد که تاثیر مثبتی روی یادگیری دارد. زمانیکه هر یک از مراحل به پایان میرسند، یادگیرندگان بیشتر در کسب اطلاعات و مهارت درگیر میشوند.
سطح اول: جلب توجه
فرآیند آموزش را با جلب توجه دیگران باید آغاز کرد. این عامل باعث میشود تا آموزش از طریق محرکها، یادیگری چابک اتفاق افتد. محرکها نظیر صدا، زبان بدن، نمایش کلیپی کوتاه در ارتباط با موضوع یا استفاده از ابزارهایی که در ابتدای درس در افراد انگیزه ایجاد میکنند در جلب توجه مخاطب سودبخش هستند.
سطح 2: آگاهسازی یادگیرنده از هدف
در این مرحله باید اطمینان حاصل شود که تیم در ارتباط با اهداف و انتظارات دوره آموزشی آگاهی کامل را کسب کردهاند، بنابراین یادگیرندگان با فهمیدن چرایی موضوع، یادگیری را آغاز میکنند. بنابراین ضروری است به افراد توضیح داد که قرار است در پایان دوره چه مطالبی را یاد بگیرند و این یادگیری چه مزایایی برای آنها دارد. بهطور مثال، اگر آموزشی سازمانی است، برای افراد شرح دهدی که سازمان در 20 درصد در هزینهها صرفهجویی دارد و با توجه به کاهش بودجه، این فرآیند باعث میشود تا 6 نفر از کارکنان شاغل، شغل خود را از دست ندهند. در این مرحله، تیم در ارتباط با عدم یادگیری مباحث و خطرهایی که متوجه سازمان میشود آگاه میشود.
سطح 3: تحریک به خاطرآوری یادگیریهای قبلی
زمانی که افراد مباحث جدیدی را یاد میگیرند، سعی میکنند این مطالب را با مباحث دیگر مرتبط کنند. برنامههای آموزشی که قبلا برای تیم ارائه کردهاید را مرورک کنید و آنرا در آموزش فعلی استفاده کنید. علاوه بر این، از تیم سوال کنید که آیا تجربه قبلی در موضوع آموزشی دارند یا خیر. اگر در یادگیری موضوعات قبلی مشکل داشتهاند، سعی کنید در این دوره آموزشی آنها را برطرف کنید. علاوه بر این، ارتباطی بین موضوعاتی که در گذشته یاد گرفتهاند و موضوعاتی که در حال یادگیری آنها هستند ارتباطی برقرار کنید.
سطح 4: ارائه ملزومات آموزشی و محرکها
سعی کنید اطلاعات جدید را به شکل موثر به گروه انتقال دهید. طیف متنوعی از مواد آموزشی و محرکهای مرتبط با مفاهمی که در نظر دارید انتقال دهید را شناسایی کنید و در فرآیند آموزش از آنها استفاده کنید. اطلاعات را به شکل منطقی و به روشی ساده متناسب با درک و فهم مخاطبان سازماندهید کنید. سعی کنید به شکل متنوع از ابزارها و سبکهای ممختلف برای یادگیری افراد استفاده کنید.
سطح 5: تدارک راهنمایی برای یادگیری
برای کمک به دانشپژوهان از راهحلهای منحصر به فرد استفاده کنید، بهطوری که اطمینان حاصل کنید اطلاعاتی که قصد دارید به مخاطب منتقل شوند را متمایز کردهاید. در این زمینه بهتر است از موردکاویها، شکلها، داستانسرایی و قیاسها به شکل کاربردی استفاده کنید.
سطح 6: فراخوان عملکرد
در این مرحله باید اطمینان حاصل کنید که افراد توانایی انتقال دانشی که یاد گرفتهاند را دارند. این توانایی بهطور مستقیم به مباحثی که در طول دوره آموزشی یاد گرفتهاند مرتبط است. اگر دانش و مهارتی را آموزش دادهاید، از آنها درخواست کنید به شیوه عملی از دانش خود استفاده کنند. اگر اطلاعات جدیدی به آنها آموزش دادهاید با سوال کردن میزان یادگیری آنها را ارزیابی کنید.
سطح 7: ارائه بازخورد
پس از اینکه تیم دانش و مهارت لازم را کسب کرد و توانست دانشی که کسب کرده را انتقال دهد، به آنها بازخورد داده و نکات لازم را متذکر شوید. فرض کنید که به تیم روش جدیدی را برای تعامل با مشتریان عصبانی آموزش دادهاید. در ادامه بر مبنای چند سناریو، متوجه شدهاید که برخی افراد در موقعیت ساختگی نسبت به اینکه مشتری را آرام کنند حساس نیستند. با ارائه بازخورد و گوشزد کردن نکات اشتباه به آنها، سعی کنید معایب کار آنها را برطرف کنید.
سطح 8 ارزیابی عملکرد
اعضا تیم باید بتوانند در آزمون یا سایر ابزارهای سنجش عملمرد موفقی داشته باشند تا مشخص شود که دانش و مهارتهایی که یاد گرفتهاند را به شکل اصولی استفاده میکنند. بنابراین باید از آزمونها، پرسشنامهها یکوتاه یا حتا نوشتههای کوتاه برای سنجهش دانش تیم در ارتباط با مباحث که یاد گرفتهاند استفاده کنید.
سطح 9: افزایش یادگیری و انتقال
در این مرحله، اعضا تیم اگر توانستهاند دانش یا مهارتی را کسب کنند باید قادر به استفاده از آنها در موقعیترهای مختلف باشند و نشان دهند که اطلاعات را به درستی یاد گرفتهاند. تکرار تمرین بهتری روش حصول اطمینان از این موضوع است که یادگیری موثر بوده است. اطمینان حصال کنید که اعض تیم شانس کافی برای استفاده از دانشی که کسب کردهاند را به دست آوردهاند. برنامهای برای انجام تمرینهای مکرر ترتیب دهید و جلساتی را برای مرور اطلاعات و مهارتها تنظیم کنید. هرچه افراد اطلاعات بیشتری کسب کنند و با سناریوهای مختلفی روبرو شوند، توانایی تعییم مطالبی که یاد گرفتهاند را خواهند داشت.
الگوی طراحی اموزشی گرلاچ و الی
نقش معلم در الگوي طراحی آموزشی گرلاچ و الي چیست؟
معلم چگونه یادگیری دانش آموزان را هدايت كند؟
معلم چگونه استراتژی ها و مواد را براي استفاده انتخاب كند؟
الگو طراحی گرلاچ و الی یکی از چند الگوی طراحی آموزشی است که گرایش محتوای بسیاری از معلمان را مشخص می کند. از نقطه نظر اصلی آن دیدگاه آموزشي اول محتوا است. در این الگو ، اهداف یادگیری و محتوای آموزش، نقطه شروع طراحی آموزشی هستند. دیگر تصمیمات طراحی بعد از آنها ، طبقه بندی میشوند. طرح این طبقه بندی بر اساس کار سابق علمی گرلاچ بنا شده است. آن پنج مرحله داشت. گام اول تعیین محتوا و خصوصیات اهداف است، مرحله دوم ارزیابی از رفتار ورودی است ، مرحله سوم شامل تعیین راهبردها ، سازماندهی گروه ، اختصاص زمان و اختصاص فضا و انتخاب منابع است. مرحله چهارم ارزیابی عملکرد است و مرحله آخر تحلیل بازخورد است.
تعیین محتوا و اهداف
هدف باید داراي شرایطی که رفتار رخ می دهد و معیاری برای تعیین سطح قابل قبول عملکرد باشد. با توجه به الگو گرلاچ و الی ، اولین وظیفه شناسایی محتوای آموزشی و تعیین اهداف به طور همزمان است. محتوا و اهداف آموزشی با یکدیگر در ارتباط هستند. این دیدگاه، نظر معلمانکه(میگویند)محتوای آموزش باید اول بیاید به رسمیت میشناسد. محتوا و اهداف به هم وابسته هستند. آنها با هم اولین وظیفه از طراحی آموزشی هستند.
اندازه گیری از رفتار ورودي
اساسا ، شما به تعیین مهارت حاضر دانش آموزان و احتمالا نیاز به آموزش آنها نیاز داريد. همانطور که ، برای ثبت نام در بسیاری از کلاسها پیش نیاز وجود دارد. هر دانش آموزی که میخواهد به کلاس جدید وارد شود باید پاسخ دهد او به چه اندازه از سطح مفاهیم ، و مهارت قبل از آموزش رسمی یادگیری داشته است. سوابق موجود قبلي ویا تست اوليه طراحی شده توسط معلم دو مکانیسم برای تعین نیازاست.
مرحله سوم انجام پنج فعالیت به طور همزمان است: (1) تعیین راهبردها ، (2) سازماندهی گروه ها ،(3)تخصیص زمان،(4)تخصیص فضا، و(5)انتخاب منابع. مهم این است که با تعیین بهترین ترکیب اجازه خواهد داد که دانش آموزان به اهداف خود دستیابند.این تصمیم ها به طور همزمان وتعاملی. اخذ هر گونه تصمیم در یک سطح در طیف وسیعی از تصمیم گیری تاثیردارد.
تعیین راهبردها
برای تعیین رويكرد یا روش های آموزشی ، معلم تصمیم می گیرد چگونه از اطلاعات استفاده كند، منابع را انتخاب كند و نقش دانش آموز را تعریف كند.
تکنیک ممکن است شامل سخنرانی ، بحث وگفتگو ، ارائه سمعی و بصری ، کلامی و گزارش های کتبی باشد.
اختصاص زمان
در اولین نگاه تحلیل اهداف و در دسترس بودن فضا. نگاه به سه سؤال گروه بندی بر مسئله برنامه ریزی زمان تاثیر گذار است. زمان که به عنوان یک قسمت ثابت دیده شده است میتواند در میان راهبردهای مختلف تقسیم شود. در حالی که به خاطر وجود محدودیت های زمانی ، معلمان / طراحان می توانند زمان را میان راهبردهای مختلف تدریس تقسیم کنند. علاوه بر این ، زمان نیز میتواند در فضای یادگیری و بالعکس تاثیر گذارد .
اختصاص فضا
دوباره اهداف وراهبرد های خود را ببينيد. آیا شما نیاز به فضا برای...
* کار دانش آموزان به تنهایی؟
* تعامل بین دانشجویان؟
* ارائه رسمی با تعامل میان معلم و دانش آموزان؟
فضا ثابت نيست چرا که معلمان میتوانند و باید تجارب یادگیری را فراتر از کلاس درس گسترش دهند، و کلاس درسشان معمولا می تواند بر اساس الگوهای مختلف بازسازي شود . دانش آموزان ممکن است به صورت فردي ، در گروه های کوچک یا در گروه های بزرگ مطالعه كنند.
انتخاب منابع
آخرین مرحله در این گروه خاص انتخاب منابع است. منابع را بر پايه اهداف یادگیرنده انتخاب کنید. این منابع ممکن است شامل : تصاوير ثابت، صوتی (صدای معلم) ، تصاوير متحرك، تلویزیون ، از وضع واقعی و مردم ، الگوها و شبیه سازی ها ، برنامه ریزی و آموزش به کمک کامپیوتر.
انتخاب بخشي از منابع بر اساس نیاز معلم در مركز ، فراهم ميشود ، انطباق يافته يا با تكامل مواد آموزشی موجود تهيه ميشود.
ارزیابی عملکرد
پس از اخذ این تصمیمات به طور همزمان ، گام بعدی ارزیابی عملکرد است. معلم باید تعیین کند که کدام تغییرات قابل مشاهده یا قابل اندازه گیری در دانش آموزان رخ داده است و در صورتی که بتوان مشاهدات را به آموزش ها نسبت داد.
دانش آموزان باید چه چیز یاد بگیرند؟
(یعنی چه تغییر قابل مشاهده یا قابل اندازه گیری در دانش آموزان رخ داده است؟)
و آيا شما می توانید آن را به آموزش نسبت بدهيد ؟
(یعنی آیا رابطه تابعی بین آموزش و اهداف آموزشی وجود دارد؟)
ارزیابی طراحان آموزشی تشخيص مهمي در دستاورد و نگرش دانش آموزان نسبت به محتوا و آموزشها فراهم ميآورد. این است كه دقيقا به اهداف آموزشی و سیستماش (برانچ و گوستافون ، 1997) مرتبط است
تحلیل بازخورد
آخرین مرحله از الگو گرلاچ و الی تحلیل بازخورد است. تحلیل بازخورد در بررسی همه مراحل قبلی تمرکز دارد، بر بررسی دوباره و تصمیمگیری در خصوص اهداف و راهبردهای انتخاب شده تاکید ویژه دارد .
با استفاده از اطلاعات حاصل از ارزشیابی عملکرد ، در مورد کیفیت رفتار دانش آموزان و اثر بخشی تکنیک های آموزشی چه می توان گفت؟
توجه : گرلاچ و الي می گویند که بازخورد در قلب فرایند طراحی است.
الگوى طراحى آموزشى دانشگاه اينديانا :
الگوى طراحى مورد استفاده در دانشگاه ايندياناى آمريکا نيز، يکى از الگوهاى قابل توجه در طراحى آموزشى است. ، مراحل طراحى در اين الگو با تعيين هدف شروع مىشود و سپس در مرحلهٔ دوم، تحليل و شناخت شاگردان صورت مىگيرد. در مرحلهٔ سوم، محتواى برنامه و فعاليتهاى آموزشى تحليل و انتخاب مىشود، در مرحله چهارم، محتواى آموزشى سازماندهى و تنظيم مىگردد، در مرحلهٔ پنجم، با توجه به هدف و محتوا، وسيلهٔ آموزشى مشخص مىشود، در مرحله ششم، چگونگى اجراى برنامه تحليل مىشود و سرانجام در مرحلهٔ هفتم، ارزشيابى مطرح شده نتايج حاصل از ارزشيابى در تقويت و اصلاح مجدد برنامه، دخالت داده مىشود و اين چرخه مرتب در فرايند آموزش ادامه پيدا مىکند.
الگوى طرح درس سالانه :
طرح درس سالانه يا طرح درس کلى، عبارت از اين است که محتواى يک ماده درسى بر اساس هدف و براى يک سال آموزشي، به مراحل و قدمهاى مناسب و مشخص تقسيم شود. براى تهيه چنين طرحي، بايد در ابتداى هر سال تحصيلى بر اساس اصول معين، بين هدفهاى آموزشى و برنامهٔ هفتگى ترتيبى اتخاذ شود که مجموعه فعاليتهاى آموزشى به موقع و بدون وقفه در طول يک سال تحصيلى اجرا شود.اين الگو فقط براى یک ماه طراحى شده است و معلمان مىتوانند آن را براى سه دوره سه ماهه تنظيم کنند.
گام نخست: تهيه تقويم طرح، گام دوم: تقسيم محتواى درس يا هدفهاى آموزشى بر زمان خالص يا مفيد تدريس، گام سوم: تعيين هدف ويژه تدريس در هر جلسه ، گام چهارم: تعيين و پيشبينى فعاليتهاى ديگر آموزشى خارج از مدرسه، که براى تقويت يادگيرى شاگردان مىتواند مؤثر باشد.
الگوى طرح درس روزانه :
طرح درس روزانه شامل پيشبينى و تنظيم مجموعه فعاليتهايى است که معلم از پيش براى رسيدن به يک يا چند هدف آموزشى ويژه، در يک جلسه تدريس، تدارک مىبيند. طرح درس روزانه موجب مىشود که معلم فعاليتهاى ضرورى آموزشى را به ترتيب و يکى بعد از ديگرى در مراحل و زمانهاى مشخص و به شيوهاى منطقى پيش ببرد و نتايج حاصل از آن را براى تدريس در مراحل بعدى آموزش، مورد استفاده قرار دهد. در واقع، اين عمل سازماندهى و ارزيابى دائمى فعاليتهاى آموزشى به منظور بهبود کيفيت آموزشى است.
طراحی اموزشی بر اساس الگوی اشور assure
تاکنون الگوهای متفاوت طراحی آموزشی توسط متخصصان تعلیم و تربیت تدوین و در اختیار دست اندر کاران آموزش قرار گرفته است. معلمانی که همواره برای پر بار کردن تدریس خود، از الگوهای طراحی آموزشی مدد گرفته اند، به خوبی ارزشمندی آن ها را احساس کرده اند. «الگوی اشور» یا الگوی اطمینان بخش نیز یکی دیگر از الگوهای طراحی آموزشی است که در کشور ما کمتر شناخته شده است. معلمان با استفاده از این الگو می توانند با اطمینان کافی نسبت به مخاطبان، موضوع و محیط آموزشی شناخت پیدا کنند و آموزشی اثر بخش را تدارک ببینند. در این مقاله، ضمن معرفی الگوی اشور، مراحل آن را بررسی می کنیم.
آموزش مؤثر مستلزم طراحی دقیق است. طراحی آموزشی اثربخش نیز در گرو تدبر و اندیشه در فعالیت های آموزشی است. اگر بگوییم بدون بهره گیری از رسانه های آموزشی می توان تدریس کرد، سخنی نابجا نگفته ایم، اما این سخن به کار کسی می ماند که با وجود در اختیار داشتن خودرو، پای پیاده از مکانی به مکان دیگر می رود. این فرد در نهایت به مقصد می رسد، اما در مقایسه با انرژی و زمانی که صرف می کند، کار او اثربخش نیست. به همین منوال، به کارگیری رسانه های آموزشی در تدریس، امروزه اجتناب ناپذیر است. از این رو معلمان باید با نحوه ی استفاده ی مؤثر از رسانه ها و مواد آموزشی در کلاس درس و هم چنین طراحی فعالیت های مناسب یادگیری، آشنا باشند. الگوهای طراحی و توسعه ی آموزشی به خدمت معلمان و مربیان آمده اند تا آنان را در پیمودن مسیر آموزش و تدریس یاری کنند. الگوی اشور، با عنوان الگوی مطمئن، یکی از این الگوهاست که به معلمان کمک می کند از رسانه های آموزشی در کلاس درس، به گونه ای مؤثر استفاده کنند. در واقع الگوی اشور نوعی راهنمای عملی برای طراحی و اجرای آموزش است. بعد اصلی این الگو ضرورت بهره گیری از رسانه های آموزشی در فرایند آموزش و تدریس است. این الگو را نه تنها می توان برای تدریس موضوعات درسی در آموزش عمومی به کار برد، بلکه برای محیط های تجاری و صنعتی و تربیت نیروهای انسانی نیزقابل استفاده است.
معرفی
الگوی اشور توسط هینیچ، مولندا، راسل و اسنمالدینو ارائه شده است. اشور سرواژه ی اصطلاحاتی است که مراحل یا مؤلفه های این الگو را تشکیل می دهند. معادل این واژه «اطمینان دادن» است. دلیل این نام گذاری آن است که طراحان الگوی اشور معتقدند، با استفاده از الگوی مذکور می توان از اثربخشی آموزش اطمینان حاصل کرد. این الگو به افراد کمک می کند تا گام های لازم برای آموزش را شناسایی و برای هر یک از این گام ها تدابیر لازم را اتخاذ کنند. اشور به آموزش موضوع خاصی محدود نمی شود و به نحوی تدوین و اصلاح شده است که معلمان بتوانند در تدریس از آن استفاده کنند. بر اساس الگوی اشور، معلمان به منظور طراحی و ایجاد محیط یادگیری مناسب برای دانش آموزان، گام های زیر را بر می دارند:
1. ویژگی های یادگیرندگان را تحلیل می کنند.
2. هدف های آموزشی را بیان می کنند.
3. روش ها، رسانه ها و مواد آموزشی را انتخاب می کنند.
4. مواد و رسانه های آموزشی را به کار می برند.
5. از یادگیرندگان می خواهند در کار آموزشی مشارکت کنند.
6. مراحل آموزش را ارزش یابی و آن را بازنگری می کنند.
مراحل
این الگو شش مرحله یا گام دارد. از آن جا که الگوی اشور یک الگوی نظام مند است، هر یک از مؤلفه های آن روی مؤلفه ی دیگر تأثیر می گذارد. معلمان می توانند از این الگو برای طراحی و ایجاد محیط های یادگیری برای آموزش موضوعات درسی استفاده کنند. برای تهیه ی چنان طرح درسی، می توان گام های زیر را طی کرد:
گام اول:A تحلیل ویژگی های یادگیرندگان: analyze learning charecteristics
نخستین گام در طراحی آموزشی بر اساس الگوی اشور، شناسایی ویژگی های یادگیرندگان است. در گام نخست، باید یادگیرندگان شناخته شوند و این کار از طریق تحلیل توانایی آنان میسر می شود. دلیل وجود این مرحله آن است که آموزش مؤثر، مستلزم ایجاد هماهنگی بین ویژگی های مخاطب و محتوای آموزشی است. هر چند شناسایی تمامی ویژگی های روان شناختی و آموزشی یادگیرندگان بسیار دشوار است. با این حال می توان عمده ترین ویژگی های عمومی مخاطبان و شایستگی های خاص ورودی آن ها را شناسایی کرد. خصوصیات کلی یا عمومی، مواردی از قبیل جنسیت، سن، پایه ی تحصیلی، ویژگی های فرهنگی، وضعیت اقتصادی – اجتماعی و نظایر آن را شامل می شود. این ویژگی ها به محتوای آموزشی مربوط نمی شوند. آگاهی از خصوصیات کلی یادگیرنده به طراح کمک می کند، درباره ی سطح آموزش و محتوای آموزشی به تصمیم گیری بپردازد. ویژگی های ورودی خاص نیز به مواردی چون دانش و مهارت های پیش نیاز برای یادگیری مطلب جدید، نگرش مخاطبان درباره ی موضوع آموزشی، و میزان آشنایی آنان با درس جدید وابسته است. گاهی ممکن است مخاطبان برخی از شایستگی های مورد نظر آموزشی را که قرار است کسب کنند، از قبل داشته باشند. در این صورت، باید آموزش از گام مناسب آغاز شود. سبک های یادگیری نیز از دیگر ویژگی هایی هستند که در این مرحله بررسی و تحلیل می شوند. معلمانی که با دانش آموزان آشنا هستند و از ویژگی های عمومی آنان آگاهی دارند، لازم نیست کوشش چندانی صرف تحلیل یادگیرنده گان کنند. در صورتی که معلم از مخاطبان خود شناختی ندارد، می تواند با ترتیب دادن جلسه ی معارفه و هم چنین از سوابق موجود در پرونده ی دانش آموزان، اطلاعات مناسبی را به دست آورد. برای آگاهی از ویژگی های خاص دانش آموزان نیز می توان از آزمون رفتار ورودی، پیش آزمون و سیاهه ی سبک های یادگیری استفاده کرد.
گام دوم: Sبیان هدف های آموزشی state objectives
گام دوم در طراحی آموزشی، بیان هدف ها در قالب عباراتی خاص و مشخص است. هدف های عینی را می توان از سر فصل دوره ی آموزشی و یا راهنمای برنامه ی درسی استخراج کرد. هدف ها باید در قالب آن چه یادگیرنده قادر به انجام آن است (رفتار مخاطب)، و به عنوان بازده آموزش بیان شود. شرایطی که دانش آموز به انجام یک عمل می پردازد یا شایستگی خود را نشان می دهد نیز باید ذکر شود. بر اساس الگوی اشور، هدف آموزشی خوب، مؤلفه یا ویژگی های اساسی زیر را داراست:
الف) مخاطب: هدف آموزشی بر یادگیرنده تأکید دارد. به عبارت دیگر، هدف آموزشی ناظر بر فعالیت یادگیرنده است، نه آن چه که معلم باید انجام دهد (برای مثال: از دانش آموز انتظار می رود بتواند...)
ب) رفتار: برای نوشتن هدف آموزشی، باید از فعل هایی استفاده شود که نشان دهنده ی توانایی فرد و به راحتی قابل درک است (برای مثال: توضیح دادن، رسم کردن و طبقه بندی کردن)
ج) شرایط: در هدف آموزشی، شرایطی که عملکرد یادگیرنده را شکل می دهد، بیان می شود (برای مثال: در یک مقاله ی 300 کلمه ای ...)
د) معیار: در هدف آموزشی، ملاک قضاوت درباره ی عملکرد یادگیرنده ذکر شود (برای مثال: ذکر چهار فایده ی مسواک زدن از میان پنج مورد ذکر شده در کتاب).
گام سوم: S انتخاب روش ها، رسانه ها و مواد آموزشی select modify or disign materials
در این قسمت، پس از آن که عمل تحلیل مخاطبان و بیان هدف های آموزشی انجام شد، به نظر می رسد گام شروع آموزش (دانش، مهارت و نگرش فعلی مخاطب) و هم چنین گام پایانی آموزش (هدف های آموزشی) مشخص شده است. در این مرحله، بین این دو نقطه پیوندی برقرار می شود. برای انجام این کار می توان فعالیت های متعددی را انجام داد:
الف) انتخاب مواد آموزشی در دسترس: در صورتی که مواد آموزشی مناسبی وجود دارد، می توان از آن ها برای دست یابی به اهداف آموزشی استفاده کرد.
ب) اصلاح مواد آموزشی موجود: در برخی موارد، مواد آموزشی موجود با انجام پاره ای اصلاحات و تغییرات قابل استفاده می شود.
ج) طراحی مواد آموزشی جدید: ممکن است آموزش موضوع جدید مستلزم طراحی مواد آموزشی باشد.
در این مرحله، علاوه بر رسانه ها و مواد آموزشی، روش های آموزشی نیز انتخاب می شوند. روش های آموزشی متعددی وجود دارند که هر کدام برای موقعیت خاصی کاربرد دارند. برخی از روش های آموزشی عبارت اند از:
• روش اکتشافی
• روش ایفای نقش
• روش نمایش فعالیت
• روش بحث
• روش پرسش و پاسخ
گام چهارم: U به کارگیری رسانه ها و مواد آموزشی utilize materials
پس از آن که مواد آموزشی انتخاب، اصلاح یا طراحی شد، برای بهره گیری از آن ها باید طرحی اندیشیده شود. نخست مواد آموزشی و فعالیت هایی را که در نظر دارید، بازبینی کنید. سپس دانش آموزان را آماده کنید و تجهیزات و امکانات مورد نیاز را فراهم آورید. آن گاه مواد آموزشی را در اختیار مخاطبان قرار دهید. مهم ترین فعالیت های این مرحله عبارت اند از:
الف) بررسی مواد آموزشی: به منظور اطمینان از صحت عملکرد و بالا بودن کیفیت مواد آموزشی، آن ها را قبل از استفاده مورد بررسی قرار دهید. اطمینان حاصل کنید همه ی وسایلی که قصد دارید در تدریس خود به کار گیرید، درست کار می کنند. به ویژه در مورد وسایل برقی و الکترونیکی نباید پنداشت که همه ی آن ها خوب کار می کنند. برای پیشگیری از بروز مشکلات احتمالی، قبل از شروع کلاس درس باید همه ی وسایل مورد نیاز را کنترل کرد.
ب) تمرین نحوه ی تدریس و آموزش: پیش از آن که تدریس را آغاز کنید، با روش هایی چون استفاده از آینه، مشاهده توسط همکاران، و یا ضبط ویدیویی، روش تدریس خود را بررسی کنید
ج) آماده سازی محیط آموزشی: محیطی را که قرار است در آن جا آموزش بدهید، اعم از کلاس، آزمایشگاه و یا کارگاه، از نظر نور، دما و خصوصیات دیگر بررسی کنید.
د) آماده سازی مخاطبان: پژوهش ها خاطر نشان می کند، آن چه یادگیرندگان می آموزند، به نحوه ی آماده سازی آنان بستگی دارد. به بیانی ساده، دانش آموزان برای یادگیری درس جدید، باید کاملاً گرم شوند. ارائه ی تصویری کلی از درس جدید و ایجاد انگیزه در آنان با استفاده از یک مسئله، می تواند آنان را برای یادگیری آماده سازد.
ه) ارائه ی مواد آموزشی: بهره گیری از هر رسانه، روش خاص خود را می طلبد. معلمان با تجربه می کوشند برای ارائه ی مواد آموزشی، روش های آموزشی مناسبی بر گزینند.
گام پنجم: R مشارکت یادگیرندگان require learner response
یادگیری مؤثر هنگامی صورت می گیرد که دانش آموزان برای رسیدن به هدف های آموزشی تمرین های کافی و مناسب انجام دهند. این کار سبب می شود خطاها و اشتباهات دانش آموزان تصحیح شود. دقت داشته باشید که در آغاز تمرین نباید هیچ نوع ارزش یابی یا امتحانی از یادگیرنده به عمل بیاید. مشارکت یادگیرندگان در کلاس درس، برای آنان بازخوردهایی فراهم می آورد که بتوانند صحت پاسخ های خود و میزان یادگیری خود را درک کنند. اگر بتوان دانش آموزان را در ارائه ی مواد آموزشی مشارکت داد، جو یادگیری فعال تر می شود. بر اساس نظریه های جدید آموزشی، یادگیرنده به صورت فعالانه به ساخت دانش می پردازد. این امر مستلزم شرکت آنان در فرایند تدریس است. افزون بر این، چنان چه دانش آموزان در فرایند آموزش درگیر شوند، مطلب آموزشی را بهتر یاد می گیرند. امروزه منفعل بودن دانش آموزان در کلاس درس، یکی از نگرانی های معلمان است. با پرسش سؤالات مناسب، بحث گروهی، کار گروهی و با سایر فعالیت هایی که مستلزم کار و فعالیت دانش آموزان است، می توان آنان را از شنونده ی صرف بودن خارج کرد. به نظر می رسد، امروزه سخن رانی در کل یک جلسه ی درس، نه تنها دانش آموزان را خسته می کند، بلکه به معلم نیز احساس ناخوشایندی می دهد.
گام ششم:E ارزش یابی و بازنگری آموزشی evaluation
بعد از آن که موضوعات مورد نظر تدریس شد، ارزش یابی اثربخشی تدریس صورت می گیرد. برای آن که بتوان سیمای کاملی از آموزش به دست آورد، ارزش یابی از کل فرایند آموزش ضروری است. از این رو، نه تنها میزان تحقق هدف های آموزشی توسط دانش آموزان ارزش یابی می شود، بلکه میزان کارایی رسانه های آموزشی، تناسب روش های آموزشی و... نیز باید ارزش یابی شود. اقدامات زیر در این مرحله صورت می گیرند:
الف) ارزش یابی عملکرد یادگیرندگان: به منظور آگاهی از میزان دست یابی دانش آموزان به هدف های آموزشی، میزان پیشرفت آنان از بعد شناختی، مهارتی و نگرشی اندازه گیری می شود. بدین منظور می توان، از امتحان کتبی، چک لیست، آزمون عملکردی، مقیاس نگرش، چک لیست رتبه بندی محصول و نظایر آن استفاده کرد.
ب) ارزش یابی رسانه ها و روش ها: همواره کاربرد رسانه در آموزش با صرف هزینه همراه است. روش های متنوع نیز زمانی مفید است که به تحقق هدف های آموزشی منجر شود. ارزش یابی از میزان مطلوبیت رسانه ها و روش ها، امکان شناخت کارایی و اثربخشی آن ها را فراهم می سازد.
ج) ارزش یابی فرایند آموزشی: به هنگام تدریس ممکن است مشکلاتی پدید آید. شناخت این مشکلات امکان رفع آن ها در آموزش های بعدی را فراهم می آورد.
د) بازبینی و اصلاح: پس از شناخت مشکلات موجود و هم چنین کسب ایده های جدید، می توان مواد، رسانه ها، روش ها و به طور کلی آموزش را بازبینی و در صورت لزوم اصلاح کرد.
مرحله تحلیل یادگیرنده
سؤال ها
• آیا دانش آموزان پیش نیازهای این درس را دارند؟
• کدام یک از شاگردان برای اولین بار با موضوع آموزشی جدید رو به رو می شوند؟
• آیا دانش آموزانی در کلاس وجود دارند که ناتوانی یادگیری خاصی داشته باشند؟
• نگرش دانش آموزان نسبت به درس جدید چیست؟
مرحله بیان هدف های آموزشی
سوالها
• میزان تحقق هدف های آموزشی توسط دانش آموزان چگونه اندازه گیری می شود؟
• آیا استانداردهای قابل قبولی برای دست یابی به هدف های آموزشی وجود دارد؟
مرحله انتخاب رسانه، مواد و روش
سوالها
• چه رسانه ای برای آموزش درس جدید مؤثر است؟
• آیا برای تدریس تنها می توان از کتاب درسی استفاده کرد؟
• با توجه به هدف های آموزشی، ویژگی های رسانه ی آموزشی مطلوب کدام است؟
• آیا رسانه ی مورد نظر در حال حاضر در دست رس قرار دارد؟
• آیا برای آموزش درس جدید، باید بیش از یک رسانه یا ماده ی آموزشی به کار گرفته شود؟
• در صورت نیاز به تهیه ی مواد آموزشی، آیا من به عنوان یک معلم، امکانات، توانایی و زمان تولید مواد مورد نیاز را دارم؟
• برای تدریس موضوع جدید چه روش یا روش هایی مناسب است؟
مرحله به کارگیری رسانه ها
سوالات
• آیا من آمادگی استفاده از رسانه ها و مواد آموزشی را دارم؟
• آیا همه ی آن ها به درستی کار می کنند؟
• آیا برای استفاده از رسانه ها و مواد آموزشی، به شرایط خاصی در کلاس نیاز دارم؟
مرحله مشارکت یادگیرنده
سوالها
• دانش آموزان چگونه می توانند در فرایند آموزش مشارکت کنند؟
• آیا آن ها مهارت های مورد نیاز برای مشارکت در کلاس درس بر اساس روش تدریس مورد نظر را دارند؟
مرحله ارزش یابی و بازنگری
سوالها
• آیا دانش آموزان توانستند مطالب جدید را خوب یاد بگیرند؟
•آیا روش آموزشی مورد نظر به درستی انجام شد؟
جمع بندی و نتیجه گیری
الگوی اشور نوعی راهنمای عملی برای طراحی و اجرای آموزش است که می توان آن را برای تدریس موضوعات عمومی و تخصصی به کار گرفت. این الگو توسط هینیچ و همکاران وی ارائه شده است. طراحان الگوی اشور معتقدند، با استفاده از الگوی مذکور می توان از اثربخشی آموزش اطمینان حاصل کرد
طراحی آموزشی بر اساس مدل مریل
قدم های لازم جهت طراحی آموزشی بر اساس مدل مریل به ترتیب عبارتند از :
الف) طبقه بندی هدفهای آموزشی مریل
مریل برای اولین بار سطوح عملکردی مورد انتظار از شاگردان را ، در پایان آموزش به سه سطح تقسیم می کند .او معتقد است : که این سطوح در عین اینکه همه ، عملکردی هستند، از نظر کاری که فراگیر باید برای نمایش یادگیری انجام دهد و فعالیت ذهنی که لازمه ی یادگیری هر یک از آنهاست ، شرایط مختلف دارند.
سه نوع عملکرد مریل عبارتند از:
- یادآوری
- کاربرد
- یافتن(کشف یا ابداع).
یادآوری: عملکردی است که فراگیر برای انجام آن به جستجو در حافظه ی خودمی پردازدتا اطلاعات آموخته شده را باز یافته و به همان صورت یا با ساختاری جدید ارائه نماید.
کاربرد: عملکردی است که فراگیر اطلاعات آموخته شده را در موقعیّت های جدید اعمال میکندیا به کار می گیرد.مثلا دانش آموزی که محاسبه ی محیط دایره را میداند محیط هر دایره ای با اندازه های مختلف را میتواند محاسبه کند.
کشف یا ابداع: دستیابی به موضوع و جمع بندی جدید را عملکرد در سطح کشف یا ابداع می نامیم . این عملکرد به این معنی نیست که موضوع کشف شده برای اولین بار در جهان کشف شده است بلکه برای شاگرد خاص و در وضعیّت خاص صورت گرفته است.برای مثال ممکن است که شاگرد با محاسبه ی محیط های مختلف دایره به این نتیجه برسد که اگر شعاع دایره دو برابر شود محیط آن چه تغییری می کند
ب) عناصر محتوا در دیدگاه مریل
مریل معتقد است که محتوای آموزشی تنها شامل چهار عنصر اصلی حقایق و مفاهیم و روش کار و اصول یا قوانین است
1- حقایق: بر اساس دیدگاه مریل حقایق موجود در متن آموزشی شامل اسامی خاص،تاریخ حوادث مهم،نام اماکن،علامت ها و نشانه های قراردادی است که شاگرد تنها در حین پرسیدن آنها را به یاد می آورد.مانند فاصله ی زمین تا ماه به کیلومتر یا ارتفاع قلهّ ی دماوند که تنها سطح مورد انتظار را یادآوری می کند
2- مفاهیم: امّا مفاهیم مجموعه ی اشیا و حوادث و پدیده هایی که دارای ویزگی های خاص و نام مشترک می باشند .مانند مفهوم پستاندار، که شامل کلیه ی جانورانی است که بدن آنها از مو یا پشم پوشیده باشد و بچه زا بوده و به بچه های خود شیر دهند. سطح یادگیری مورد انتظار از شاگرد در مفاهیم میتواند به صورت تشخیص یا تمیز بین جانوران یا ابداع ویزگی های جدید توسط خود شاگرد کشف یا ابداع شود.
3- روش کار: مجموعه ی نظام یافته ی اعمال و فعالیت هایی است که برای رسیدن به یک هدف یا حل یک مسئله یا تولید یک محصول خاص صورت می گیرد.مثل روش محاسبه ی محیط دایره . زیرا ابتدا مراحل آن قابل تعیین است سپس ترتیب خاص دارد و در نهایت نتیجه ی خاصی نیز به دنبال دارد.
4- اصول و قوانین: بیانگر روابط علی و معلولی بین پدیده ها و شرایطی است که برای تفسیر و تبیین حوادث به کار می رود. مانند قوانین و فرمول های ریاضی- فیزیک .
ج)الگوی طراحی مریل :
این الگو شامل پاسخ به سه سوال اصلی است که در ادامه می آیند.
سوال اول) اجزای تشکیل دهنده ی آموزش کدامند؟
از نظر مریل تمام موضوعات شناختی به طور کلی شامل دو بخش است : تعمیم ها و نمونه ها
1- تعمیم : تعریف مفاهیم مثل مفهوم حکومت،شرح کلی مراحل انجام کار مثل مراحل ضرب اعداد دو رقمی در دو رقمی و شرح کلی یک اصل یا قانون مثل قانون انبساط.
2- نمونه: همان مورد یا مثال است.مانند بیان خصوصیات شیر که نمونه ای از پستانداران است(مفهوم). یامثالی از محاسبه ی محیط دایره (مراحل انجام کار). یا نمونه ای از قانون فشار (اصل یا قانون).
همان طور که می بینید حقایق شامل تعمیم و نمونه نمی شود زیرا در تعریف حقایق گفتیم که حقایق شامل نام اشخاص یا محل یا زمان خاصی است پس قابل تعمیم نیستند.
تعمیم ها و نمونه ها هر کدام دو دسته اند: بیانی(توضیحی)و سوالی که در جای خود توضیح داده می شوند.
سوال دوم) ترتیب و توالی اجزای آموزش به چه شکل است؟
توالی اجزای آموزش مریل به شرح زیر است:
1- یادآوری : شامل چهار بخش است
1-1 یادآوری معنایی تعمیم:ذکر یک نوع تعمیم جدید از جانب فراگیر
2-1 یادآوری لفظی تعمیم:ذکر یک نوع از تعمیم آموخته شده
3-1 یادآوری معنایی مثال:ذکر یک مثال جدید،غیر از مثال های گفته شده
4-1 یادآوری لفظی مثال: ذکر یک مثال از گذشته
2- ارائه: که یا به صورت تعمیم بیان می شود یا به صورت ذکر نمونه.
1-2 تعمیم بیانی یعنی توضیح یک تعمیم در آغاز درس.
2-2 تعمیم سوالی یعنی سوالی در مورد یک نمونه از تعمیم در آغاز درس.
3-2 نمونه ی بیانی یعتی توضیح یک نمونه در آغاز درس.
4-2 نمونه ی سوالی یعنی شروع کلاس با ذکر یک مثال.
نکته : مریل به این چهار تعریف انواع ارائه ی اولیه می گوید.
مریل به منظور تکمیل دستورات آموزشی و طراحی خود انواع ثانویه ی ارائه را برای جلب علاقه و توجه فراگیران بیان می کند. مریل این دستورات را در شش دسته با عنوان شرح و بسط آموزشی بیان می کند.
- شرح و بسط زمینه ای: توضیح سوابق تاریخی موضوع آموزش(اولین تحقیقات،محل اولین تحقیقات،علت اهمیت موضوع)
- شرح و بسط پیش نیاز: تمام اطلاعات لازم برای یادگیری موضوع آموزش را گویند.
- شرح و بسط حافظه ای: گاهی آموزش حاوی روش هایی است که فراگیر را در یادآوری محتویات آموزش یاری می دهد.مثل خلاصه نویسی برای حفظ بهتر مطالب.
- شرح و بسط کمکی: چنانچه در آموزش از ابزار،رنگ،حروف درشت،یا هر شیوه ی دیگری به منظور جلب توجه فراگیر به نکات خاص از محتوای آموزشی استفاده شود،را شرح و بسط کمکی گویند.
- شرح و بسط شکل ارائه: منظور استفاده از تصاویر،نمودار،فرمول یاهروسیله ی دیگر در آموزش است.
- شرح و بسط باز خورد: هر گونه توضیح معلم در قبال پاسخ فراگیر به منظور گسترش مفاهیم آموزش را گویند که از مهمترین نوع شرح و بسط است.
3- تمرین: که یا به صورت حل تمرین های گذشته است و یا حل تمرینات جدید.
4- ارزشیابی:که در قسمت پاسخ به سوال سه آمده است.
سوال سوم) روش های ارائه و ارزشیابی آموزش کدامند؟
الگوی طراحی مریل چهار روش را در ارائه و ارزشیابی آموزش پیشنهاد می کند که برای به حداکثر رساندن کارایی مفیدند.
- تفکیک: طبق این اصل مشخص کردن و جدا نمودن انواع ارائه ی اولیه از انواع ارائه ی ثانویه به یادگیری فراگیر کمک می کند.برای مثال هنگام ارائه باید اطلاعات زمینه ای قبل از تعمیم ارائه شود که می توان به وسیله ی خطوط و رنگها یا اندازه های مختلف آنها را از هم تفکیک کرد.
- تنوع مثال: باید تا حدّ امکان متنوع باشد.
- همتا سازی: یعنی ارایه ی مثال ها همراه با غیر مثال باشد.یعنی موارد مشابه و متضاد در یادگیری و یادآوری و به کارگیری حقایق ، حوادث ، قوانین و مفاهیم در کتاب طرح شده باشد.
منظور از غیر مثال ها بیان موارد غلط می باشد که فراگیر باید آن را تشخیص دهد.مثلا باید بعد از بیان مفهوم پستانداران از مثال هایی که جزئی از آنها نمی شوند نیز نام برد(ماهی ها و پرندگان)
- سطح دشواری: در ارائه ی مثال ها و غیر مثال ها باید توجه کرد که مثال ها و غیر مثال ها از هر دونوع و از ساده به مشکل انتخاب شوند.
خلاصه ی مراحل طراحی آموزشی مریل:
1 ) تعیین خصوصیات فراگیران به خصوص میزان اطلاع آنان از موضوع آموزش .
2 ) تعیین نوع عملکردی که پس از پایان آموزش از فراگیر انتظار می رود ( یادآوری ، کاربرد ،کشف و ابداع ) .
3) تعیین انواع ارائه اولیه
4) تعیین انواع ارائه ثانویه
5- رعایت چهار اصل ( تفکیک ، تنوع مثال ، همتا سازی و سطح دشواری در تمام آموزش ها