ارزشیابی برنامه های اموزشی.. کارشناسی ارشد. الگوی ارزشیابی سیپ
الگوی سیپ- مدل CIPPبرای ارزیابی اثربخشی آموزش
مدل CIPP برای ارزیابی اثربخشی آموزش از معروفترین مدل های سیستماتیک برای است که توسط “دانیل استافِل بیم”معرفی گردید. این مدل در مقایسه با سایر مدل های سیستماتیک کاربرد بیشتر و گسترده تری داشته است.
هسته مفاهیم مدل، در کلمه CIPP نهفته است. در واقع CIPP حروف اول کلمات:
بستر آموزش Context
ورودی آموزش Input
فرایند آموزش Process
محصول آموزش Product
بوده و به ارزیابی آن ها اشاره می کند.
مفهوم ارزیابی بستر آموزش (Context)
ارزیابی های بستر آموزش، نیازها، مسایل و مشکلات، دارایی ها و فرصت هایی را مورد سنجش قرار می دهد که به تصمیم گیرندگان در تعریف اهداف و اولویت ها کمک می کند.
در نتیجه سایر ذینفعان نیز برای قضاوت اهداف، اولویت ها و نتایج از آن بهره خواهند گرفت.
مفهوم ارزیابی ورودی (Input)
ارزیابی های ورودی ، سایر رویکردها، برنامه های عملیاتی رقیب (موجود)، برنامه های پرسنلی و بودجه را برای امکان سنجی و اثربخشی بالقوه هزینه جهت حصوص نیازهای تعیین شده و دستیابی به اهداف، مورد سنجش قرار می دهد.
تصمیم گیرندگان برای انتخاب از میان برنامه های پیشنهادی دیگر، نوشتن پیشنهاد تامین مالی و سرمایه، تخصیص منابع، محول کردن وظایف به پرسنل، برنامه زمانبندی کار، و در نهایت کمک به دیگران برای قضاوت در خصوص فعالیت ها و نیز بودجه فعالیت از ارزیابی ورودی ها استفاده می کنند.
خود “شافل بیم” معتقد بود ارزیابی مرحله ورودی که غالبا مورد غفلت واقع می شود یک ارزیابی بسیار مهم است.
مفهوم ارزیابی فرآیند (Process)
در مدل CIPP برای ارزیابی اثربخشی آموزش، ارزیابی های فرآیند، اجرای برنامه را برای کمک به مجریان برنامه مورد سنجش قرار می دهد.
در ادامه به گروه گسترده تری از ذینفعان برای قضاوت در خصوص اجرای برنامه و تعبیر نتایج یاری می رساند.
مفهوم ارزیابی محصول (Product)
ارزیابی های محصول، نتایج را شناسایی و مورد سنجش قرار می دهد.
محصول می تواند خواسته یا ناخواسته تولید شده باشد و در زمان کوتاه مدت یا بلند مدت به دست آمده باشد.
ارزیابی محصول می تواند برای تمرکز روی نتایج مهم به دست اندرکاران کمک نماید.
بعلاوه، در نهایت به گروه بزرگتری از ذینفعان برای اندازه گیری موفقیت قعالیت های آموزشی در جهت اغنای نیازها یاری می رساند.
کارکرد مدل CIPP برای ارزیابی اثربخشی آموزش
مدل CIPP چارچوب مشخصی برای ارزیابی های formative و summative به دست می دهد
در ارزیابی های formative جایی که مقصود از ارزیابی کمک به شیوه فعالیت است، ارزیابی های بستر، ورودی، فرآیند و محصول به ترتیب این سوالات را مطرح می کنند که:
چه کارهایی لازم است انجام شود؟
چگونه باید انجام شود؟
آیا انجام گرفته است؟
آیا ثمربخش بوده است؟
در اینجا ارزیاب گزارشات دوره ای را با انعکاس مسایل مربوط به سوالات فوق ارائه می کند تا گروه ذینفع را از یافته ها مطلع نموده و فرآیند تصمیم گیری را هدایت کند و به کار انجام شده توسط پرسنل انسجام و قدرت بخشد.
در هنگام نهایی کردن یک گزارش summative، ارزیاب بر خزانه اطلاعات مراحل بستر، ورودی، فرآیند و محصول مراجعه نموده و اطلاعات تکمیلی مورد نیاز را کسب می کند. ارزیاب از این اطلاعات برای پاسخگویی به سوالات زیر استفاده می کند که مربوط به افعال گذشته است استفاده می کند:
آیا نیازهای اساسی دیده شده اند؟
آیا فعالیت توسط یک برنامه و بودجه قابل دفاع هدایت شده است؟
آیا طرح خدمات به صورت کامل اجرا و به هنگام نیاز مورد بازبینی و اصلاح قرار گرفته است؟
آیا فعالیت به نحو موفقیت آمیزی انجام گرفته است؟
ارتباط انواع ارزیابی های چهارگانه مدل ارزیابی CIPP برای ارزیابی اثربخشی آموزشی با ارزیابی های formative و summative
نقش های ارزیابی
بستر Context
ورودی Input
فرآیند Process
محصول Product
ارزیابی Formative
کاربرد اطلاعات CIPP برای کمک به فعالیت تصمیم گیری و تضمین کیفیت
راهنمایی برای شناسایی مداخلات مورد نیاز و انتخاب و رده بندی اهداف (براساس سنجش نیازها، مشکلات، دارایی ها و فرصت ها)
راهنمایی برای انتخاب یک برنامه یا استراتژی دیگر (براساس سنجش استراتژی های دیگر و برنامه های تخصیص منابع) و به دنبال آن آزمون برنامه کار
راهنمایی برای اجرای برنامه (براساس نظارت و قضاوت فعالیت ها و بازخورهای ارزیابی های دوره ای)
راهنمایی برای ادامه، اصلاح، تطبیق، یا قطع برنامه (براساس سنجش نتایج و آثار جانبی)
ارزیابی Summative
استفاده از اطلاعات CIPP برای جمع بندی شایستگی ها، ارزش، درستی و اهمیت برنامه
مقایسه اهداف و اولویت ها با نیازها، مسائل و مشکلات دارایی ها و فرصت هایی که قبلا” مورد سنجش و ارزیابی قرار گرفته بودند
مقایسه استراتژی، طراحی و بودجه برنامه با رقبای اصلی آن و با نیازهای اصلی گروهی که از فعالیت منتفع
می شوند
شرح کامل فرآیند واقعی و ثبت هزینهها، مقایسه فرآیندها و هزینه های واقعی طراحی
مقایسه نتایج و آثار جانبی با نیازها و در صورت امکان با نتایج برنامه های رقابت کننده. تعبیر نتایج براساس فعالیت های ارزیابی شده با بستر، ورودی، فرآیند و محصول
سوالات مطرح در الگوی سیپ
چه نوع سؤالاتی مورد توجه قرار می گیرد؟
ارزشیابی چگونه اطلاعات مورد نیاز بدست می آید؟
چگونه اطلاعات بدست آمده گزارش خواهد شد؟
تصمیمات الگوی ارزشیابی سیپ
الگوی سیپ تصمیم های آموزشی را به چهار گروه تقسیم می کند:
تصمیم های برنامه ریزی جهت تعیین اهداف برنامه
تصمیم های ساختی جهت طراحی شیوه های آموزش مناسب به منظور رسیدن به هدف
تصمیم های اجرایی جهت استفاده،هدایت و بهبود شیوه های آموزشی
تصمیم های دوباره سازی به منظور قضاوت و عکس العمل در مورد نتایج بدست آمده.
ارزشیابی زمینه
ارزشیابی زمینه با استفاده از روشهای توصیفی و مقایسه ای تلاش می کند که مسائل مشکلات آموزشی ،جنبه های مثبت و منفی برنامه ها ،نیازهای برآورده نشده و امکانات آموزشی به خدمت گرفته نشده را از طریق مصاحبه با افراد ذیصلاح و دست اندر کاران مسائل آموزشی ؛مشاهدۀ مستقیم جریان آموزش؛اجرای آزمونهای تشخیصی جهت تعیین میزان عملکرد فراگیران و ... مورد شناسایی قرار دهد.
ارزشیابی درون داد
هدف اصلی ارزشیابی درون داد کمک به تدوین برنامه ای است که برای ایجاد تغییرات آموزشی و حصول به هدفهای تعیین شده ،در مرحله ارزشیابی زمینه،طراحی شده است.
ارزشیابی فراگرد
نقش عامل ارزشیابی فراگرد آن است که چگونگی اجرای هر یک از بخش های برنامه را با آنچه که در برنامه پیش بینی شده مقایسه نموده و کمبود ها و نارساییهای احتمالی را مشخص می نماید.به طور کلی عامل ارزشیابی فراگرد تلاش می کند که برای این دو سؤال عمده اطلاعات لازم را جمع آوری و فراهم سازد.
۱.آیا بین زمان شروع و توالی قسمتهای مختلف برنامه در حال اجرا با آنچه که در طرح پیش بینی شده مطابقت وجود دارد؟
2. آیا قسمتهای مختلف برنامه به همان صورتی که در طرح پیش بینی شده به اجرا در می آیند؟
ارزیابی برون داد
هدف از ارزشیابی برون داد اندازه گیری تفسیر و قضاوت در مورد نتایج حاصل از برنامه است.سعی عامل ارزشیابی برون داد بر آن است که میزان موفقیت برنامه در بر آوردکردن نیاز گروههایی که برنامه جهت خدمت به آنان طراحی و به اجرا گذاشته شده است را مشخص سازد. ارزشیابی برون داد ارزش برنامه به اجرا گذاشته شده را مشخص کرده و اطلاعات لازم جهت تصمیم گیری در مورد ادامه، توقف،تبدیل و یا تکرار برنامه را فراهم می سازد.
تفاوتها و مشابهت های الگوهای ارزشیابی
علاوه بر تفاوتهای ذکر شده در زمینه استفاده از این الگوها نیز می توان به سه تفاوت عمده اشاره نمود.
الگوهای ارزشیابی از روشهای پژوهشی متفاوت استفاده می کنند.الگوهای تحقق یافتن هدف از روشهای کمی ، الگوهای قضاوتی اغلب از شیوه های بررسی در موقعیت طبیعی و الگوهای تسهیل در تصمیم گیری از هر دو روش کمی و کیفی بهره می گیرند.
الگوهای ارزشیابی از معیارهای متفاوت برای قضاوت
استفاده می کنند .الگوهای تحقق یافتن هدف از معیارهای بیرونی و از قبل تعیین شده و دو الگوی دیگر از معیارهای درونی استفاده می کنند.
3. الگوها از نظر نوع قضاوت با هم تفاوت داردند .الگوهای تحقق یافتن هدف کاملا ً عینی بوده و قضاوت آنها عینی است.الگوهای قضاوتی و تا حدی الگوهای تسهیل در تصمیم گیری بیشتر ذهنی هستند.
الگوهای ارائه شده برای انجام عمل ارزشیابی در دو ویژگی مهم مشترک هستند:
هدف اساسی تمام الگوها،فراهم ساختن اطلاعاتی است که به فرد در سنجش فعالیتهای برنامه کمک می کند.در تمام الگوها عامل ارزشیابی نقش فراهم کننده اطلاعات را ایفا می کند و ارزش عمل ارزشیابی تابع ارزش اطلاعات جمع آوری شده است.
تمام الگوها تلاش می کنند که اطلاعات دقیق و روا فراهم آورند.
الگوی ارزشیابی سیپ چهار نوع ارزشیابی را ارائه میکند.
۱- ارزشیابی زمینه (context): تحلیل سیستماتیک عوامل جمعیتی ، فرهنگی ، تاریخی و اجتماعی و اقتصادی مرتبط به مسئله را دربرمیگیرد. همچنین شامل بررسی محیطی که برنامه ایجاد تغئیرات در آن اجرا میشود نیز میباشد.
۲- ارزشیابی درونداد (input): شامل بررسی تسهیلات ، کارکنان خدمات و مواردی نظیر آن است که برای استفاده در هر طرحی مورد نیاز میباشد.
۳- ارزشیابی فراگرد (Process): بهکارگیری روشها ، شامل توالی مراحل ، شرایط و نقش عوامل و اجزای یک برنامه میباشد.
۴- ارزشیابی برونداد (Product): ارزشیابی اثربخشی (تحققیافتن هدفها) ، بهمنظور تصمیمگیریهای مربوط به ادامه ، قطع ، تعدیل یا گسترش برنامه میباشد.
در این الگو ، ملاکهای اعتبار درونی و اعتبار بیرونی ، پایانی و عینیّت ، مرتبطبودن ، وسعت عمل ، متناسببودن با شرایط زمانی ، قابلیت نفوذ و کارآئی مورد توجه قرار گرفته است. الگوی سیپ بر روشنکردن هدفها و ثبات برنامه مورد ارزیابی تأکید دارد و مشاهده منظم را ، بهمثابه وسیلهای برای پیبردن به اینکه آیا هدفها تحقّق یافته است یا نه ، توصیه میکند. در این الگو ، آزمون پیشرفت تحصیلی دانشآموزان در مدارس مورد توجه قرار میگیرد و به ارزشهای حاکم در زمان یا ارزشیابی یک برنامه ایجاد تغئیرات چندان تأکید نمیشود.
محدودیت های الگوی ارزشیابی cipp
مدیران و توسعه دهندگان و ارائه دهندگان خدمات نمیتوانند:
1ـ مطمئن باشند که اهدافشان ارزشمند است مگر این که آنها هماهنگی و تداوم اهداف را با ارزشهای صحیح معتبر کنند و به نیازهای سود برندگان پاسخ دهند.
2ـ طراحی موثر کنند وزمان ومنابع را به طور عاقلانه ذخیره کنند و نمیتوانند انتخابهای ممکن را شناسایی و ارزشیابی کنند.
3ـ طرحهایشان را به طور کامل اجرا کنند و نتایج سودمندی به دست آورند، مگر این که نتیجه موثرو پیوسته را به دست بیاورند.
4ـ مشتریان را به خریدن و حمایت خدمتشان و محصولاتشان متقاعد کنند مگر این که ادعایشان به طور صحیح وموثق گزارش شود
توضیح و جمع بندی الگوی سیپ:
به نظر می رسد مدل های سیستماتیک مانند سیپ از بابت در نظر گرفتن بستر کلی آموزش و موقعیت در مقایسه با مدل های مبتنی بر هدف مفیدتر هستند ولی به حد کافی روی اجزا دقیق نمی شوند.
نقطه ضعف دیگر مدل های سیتماتیک آنست که تعاملات دینامیک بین طراحی و ارزیابی آموزش را نشان نمی دهد.
تنها برخی از این مدل ها به تشریح جزییات فرآیند در هر مرحله می پردازند ولی هیچ یک ابزاری برای ارزیابی به دست نمی دهند (Deniz Eseryel).
Bramley (1990) می گوید در واقع مدل های سیستماتیک چیزی بسیار کمتر از آن چه که نشان می دهند به دست می دهند.